بهمن ۲۹۱۳۹۱
 
فرعون آنچه که مى توانست ، غرور ورزید و مردم را تحت استثمار و شکنجه خود آورد و بر آنها سلطنت کرد، تا حدى که دستور داد ساختمانهاى بزرگى درست کنند (مثل اهرام سه گانه مصر) و به همه حتى به زنان حامله دستور داده بود که از راههاى دور سنگهاى بزرگى …به دوش بگیرند، و براى آن ساختمانها بیاورند.
روزى یکى از زنهاى آبستن ، که سنگ و آجر حمل مى کرد، ناگهان بچه او سقط شد و آن زن دلسوخته فریاد زد اى خدا آیا در خوابى ، مگر نمى بینى این طاغوت ستمگر (فرعون ) چه مى کند؟
مدتى از این جریان گذشت ، وقتى که فرعون و فرعونیان غرق در آب شدند، آن زن کنار رود نیل بود، دید نعش فرعون ، روى آب قرار گرفته است ، تعجب کرد و در این حال شنید هاتفى از طرف خدا به او گفت : (اى زن دیدى که ما خواب نبودیم که نسبت خواب به ما دادى ؟، بدانکه ما در کمین ظالمین هستیم )

اقتباس از کتاب عشریه چهار سوقى

images
Share
بهمن ۱۷۱۳۹۱
 
asas
.
حضرت عیسى علیه السلام به مردى که نابینا , پیس و مفلوج بود گذر کرد و دید، که گوشت تنش از جذام فرو ریخته است و مى گوید:
شکر خدائى را که مرا از بلاهائى که بسیارى از مردم بدان گرفتارند عافیت داد!
حضرت عیسى فرمود: اى مرد! کدام بلاست که تو را از …آن عافیت داد؟
گفت : اى روح الله ! من از کسى که در دل وى آن معرفت که در دلم خداى قرار داده ، ندارد، بهترم .
فرمود: راست گفتى ، دست او را گرفت و خداوند بیماریهاى – او را به خاطر راضى بودن به بلاها – شفا داد.
وى بعدا مصاحب حضرت عیسى شد و با او عبادت مى کرد. منبع:جامع السعادات

Share
بهمن ۰۸۱۳۹۱
 
روزى حضرت کاظم علیه السلام از در خانه (بشر حافى ) در بغداد مى گذشت که صداى ساز و آواز و رقص را از آن خانه شنید.
ناگاه کنیزى از آن خانه بیرون آمد و در دستش خاکروبه بود و بر کنار در خانه ریخت .
امام فرمود: اى کنیز صاحب این خانه آزاد است یا بنده ؟
عرض کرد: آزاد است .
فرمود: راست گفتى اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید.
کنیز چون برگشت (بشر حافى ) بر سر سفره شراب بود و پرسید: چرا دیر آمدى ؟ کنیز جریان ملاقات را با امام نقل کرد.
بشر حافى با پاى برهنه بیرون دوید و خدمت آن حضرت رسید و عذر خواست و از کار خود توبه کرد.
منهاج الکرامه علامه حلى
Share