آذر ۰۶۱۳۹۴
 

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفا محلش ندهند

عبد آلوده شدن خوار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر سال نمی بینیمت

چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ما جمع شده

این همه عقده تلمبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

 

Share
فروردین ۲۸۱۳۹۴
 

من، سالهاستـــــــ  میوه ی خوبی نداده‌ ام
وقتش نیامده که شکوفـــــــا کنی مرا
.
آقا برای تـــو نه ! برای خودم بد است
هـر هفته در گنـاه، تماشـا کنی مرا
.
من گم شدم ؛ تــــــو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیــدا کنی مرا
.
این بار با نگاه کریمانـــــه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهـــــرا کنی مرا
.

Share
  •  فروردین ۲۸, ۱۳۹۴
  •  Posted by on فروردین ۲۸, ۱۳۹۴
  •   No Responses
بهمن ۳۰۱۳۹۳
 

در کار عشق دوری هجران به ما رسید
یوسف که رفت غصه کنعان به ما رسید

ماسال ها پای وصالت گریستیم
یعقوب وار دیده گریان به مارسید

بازلف خویش زلف دلم را گره ده
شاید هوای زلف پریشان به ما رسید

باید کویر می شدم وخشک می شدم
کردی دعا واین همه باران به ما رسید

یک لحظه چشم ازدل بی تاب بر ندار
دور ازتو غم به سرعت طوفان به مارسید

از ما همیشه درد سر ما به تو رسید
از تو همیشه رحمت واحسان به مارسید

دل های ما کنار شما ابرو گرفت
اقا چه قدر ازکرمت نان به ما رسید

ما باب میل تو نشدیم عاقبت ولی
لطف تو هر دقیقه وهر ان به مارسید

خوب است وقت روضه تو مارا خبر کنی
شاید نوای ان دل سوزان به مارسید

یک بار هم از نیابت ما کربلا برو
توفیق هرچه هست زجانان به مارسید

کار تو ودعای تو ورحمت تو بود
حب رقیه ای شدن اسان به ما رسید

الهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
الهم عجل لولیک الفرج والعافیته والنصر

Share
بهمن ۲۵۱۳۹۳
 

کــاری بــرای آمــدن تو نکــرده ایم
اما برای نذر قدوم تو جان که هست
ای دل برای عقده گشایی به کربلا
ما را نبرده اند اگر ، جمکران که هست

منتظران

Share
بهمن ۲۴۱۳۹۳
 

تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی

یک عمر قناعت نتوان کرد الهی

دیریست که چون هاله همه دور تو گردم

چون بازشوم از سرت ای مه به نگاهی

بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر

در آرزوی آن که بیابم به تو راهی

نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن

سرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی

اللهم عجل لولیک الفرج

Share
بهمن ۲۲۱۳۹۳
 

بسم رب المهدی(عج)

———————

دلم گرفته از این جمعه های تکراری

دلم گرفته از این انتظار اجباری

چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟

چه دیده ایی که از این دل شکسته بیزاری! ؟

نیا! به درد خودم گریه می کنم، باشد

شما که از بدی حال من خبر داری

«صلاح مملکت خویش خسروان دانند»

از این به بعدِ غزل، من ندارم اصراری

نیا! که وُسع خرید کلافِ نخ هم نیست

شما که با خبر از نرخ هایِ بازاری

امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم

به سینه مانده چه ناگفته هایِ بسیاری

به جان مادرت آقا به کار می آیم

مرا اگر تو در این روضه ها نگه داری

به درد می خورم آقا، مرا تحمل کن

به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»

تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد

گمان کنم که به من اندکی بدهکاری

ببخش، حرف زیادی زدم، غلط کردم

شما امامی و من هم غلام، مختاری

مرا فراق و غمت می کشد، تو خواهی دید

که خورده برگه ی ترحیم من به دیواری

—————-

با تشکر از دوست عزیز اقای مجاور

Share
بهمن ۱۷۱۳۹۳
 

جمعه به جمعه
 می بینی چقدر سرمان شلوغ است…
 می بینی این دنیای لعنتی چقدر روی چشم هایمان سنگینی می کند…
 خواب خواب خواب
 همه خوابیم
راستی آقای من
 آمدی بیدارمان کن …
 دیر می شود این آدم شدنمان….

—————

 اللهم عجل لولیک الفرج

Share
بهمن ۱۰۱۳۹۳
 

هر بار چیزی گم میکنم…
‌مادرم میگوید…
‌چند صلوات هدیه کن به محضر حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها، انشاالله پیدا می شود…
.
.
.
.
. ‌
خانوم جان…
‌مولایمان را…
پسرتان را…
صاحب الزمان را… ‌
گم کرده ام…
‌چندتا صلوات بفرستم…تا پیداشود

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اَللّهمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

Share
بهمن ۰۳۱۳۹۳
 

دل من مال خودم نیست کفیلی دارد
عشق در مکتب ما شرح طویلی دارد
کوچ کرده خبر داده که بر می گردد
او که در گوشه این دهکده ایلی دارد
آه ای منتظران فرجش بر خیزید
بی گمان این همه تاخیر دلیلی دارد
.
اللهم عجل لولیک الفرج

Share
دی ۱۱۱۳۹۳
 

تابش خورشید ولایت ولی عصر والزمان(عج)،نازنین گل خاندان فاطمی ،حضرت مهدی ، برهمه دوست دارانش خجسته

آقا ردای سبز امامت مبارکت
پوشیدن لباس خلافت مبارکت
ای آخرین ذخیره ی زهرایی حسین
آغاز روزگار امامت مبارکت

Share
دی ۰۵۱۳۹۳
 

شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده است

آسمانا! کاسه ی صبر درختان پر شده است

زندگی چون ساعت شماطه دار کهنه ای

از توقف ها و رفتن های یکسان پر شده است

چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم

چای می نوشم ولی از اشک، فنجان پرشده است

بس که گل هایم به گور دسته جمعی رفته اند

دیگر از گل های پرپر خاک گلدان پر شده است

دوک نخ ریسی بیاور؛ یوسف مصری ببر

شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده است

شهر گفتم!؟ شهر! آری شهر! آری شهر! شهر

از خیابان! از خیابان! از خیابان پر شده است

فاضل نظری

Share