تیر ۱۴۱۳۹۲
 
از مرحوم حاج آقا مجتهدی نقل شد که می فرمودند:
آقای آخوند از آقای نخودکی خواست که او را موعظه کند.
آقای نخودکی گفت:

…..مــــــــرنــــــــــج و مـــــــــرنجـــــــان……

… آقای آخوند گفت مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی؟ چطور می توانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور می توانم نرنجم؟!

آقای نخودکی گفت: علاج آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی.

Share
بهمن ۱۰۱۳۹۱
 
اندکی از زیبائیهای اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیائیم در این سخن ربانی که پیامبر را دارای منشی سترگ واخلاقی عظیم معرفی می کند بیاندیشیم.

از موارد تواضع و فروتنی پیامبر(ص) این بود که هر وقت وارد مجلس می شد، هر جا که جای خالی …بود می نشست، مانند ماخودخواهان یا نادانان نبود که دنبال صدر مجلس هستیم، و خیال می کنیم که باید بالا و بالاتر نشست. اصلا آن جا که انسان والامی نشیند والا است!

پیامبر آرام و آهسته سخن می گفت و هیچ گاه فریاد نمی زد و صدا را بلند نمی کرد. مجلس آن حضرت نیز از چنان آرامشی برخوردار بود که عین ادب و تواضع است و کسی در مجلس پیامبربلند سخن نمی گفت «و اغضض من صوتک»

دستور هم همین بود که کسی صدایش را بالاتر از صدای رسول الله نکند «لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی » و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن می گفت لذامجلسش بسیار آرام و باوقار بود که حتی صدای به هم زدن بال پرنده به گوش می رسید.

«لایقطع علی احد کلامه» هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد و تاشخصی مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش می داد و پس از تمام شدن سخنش آرام پاسخش را می گفت.
چنان اصحابش را تربیت کرده بود که هرگاه لب مبارکش به سخن وا می شد، تمام حاضران ساکت می شده و سراپا گوش می شدند «کان علی رووسهم الطیر» و هرگاه سخن حضرت تمام می شد بدون آنکه سخنانشان با هم تزاحم کند، با هریک به نوبت حرف می زد.

پیامبر رحمت در هنگام سخن گفتن، به افراد یکسان نگاه می کرد «و کان یساوی فی النظر والاستماع للناس » این یک نکته ظریف اخلاقی است که در نگریستن به افراد(هنگام صحبت کردن) انسان فرق بین این و آن نگذارد و همه را به یک دید بنگرد.

راستی چه زیبا است تربیت رسول الله! بنابراین، هر که بخواهد بیشتر به پیامبر نزدیک گردد، باید رفتار و اخلاقش را به آن حضرت نزدیکتر کند.

«و کان یجالس الفقراء و یواکل المساکین » او نه تنها بامالداران و دارایان مجالست می کرد بلکه با فقرا و مستمندان نیزهمنشین بود. بلکه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بیشتر لذت می بردو اگر با ثروتمندان می نشست به خاطر هدایت کردن آنان بود نه چیزدیگر.

هرگاه پیامبر می خواست به مجلس وارد شود و با مردم برخورد کند، خود را طبق موازین اسلامی آرایش می کرد! یعنی درآینه می نگریست و موهای خود را شانه می زد. در روایت آمده است «و کان ینظر فی المرآه و یتمشط»

نه تنها حضرت لباس تمیز و مرتب می پوشید و محاسن مبارک را شانه می زد بلکه پیوسته بوی خوش عطر از حضرت از مسافتی دور استشمام می شد. بگذریم که خود حضرت خوشبو بود و بوی خوشش دوست و دشمن را جذب می کرد.

راوی می گوید: قبل ازآنکه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار می شدیم زیرا بوی عطرش از مسافتی به مشاممان می خورد و متوجه ورود حضرت می شدیم. خودحضرت نیز می فرماید: «ان الله یحب من عبده اذا خرج الی اخوانه ان یتهیا لهم و یتجمل » خداوند دوست دارد که بنده اش هرگاه می خواهد با برادرانش ملاقات کند، خود را آماده کند و برای آنها آرایش نماید.

اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخی ساده لوحان که باموهای ژولیده و لباس نامرتب می آیند و خیال می کنند این نشانه بی اعتنائی به دنیا و ساده زیستی است!
نه! این از زهد اسلامی کاملا به دور است. زهد این است که به دنیا و لذاتش دل نبندیم؛ نه اینکه صوفی منشانه زندگی کنیم و ژولیده و غبارگرفته در میان مردم حاضر شویم!

منبع: پاسدار اسلام – شماره ۲۲۲

Share