مهر ۱۲۱۳۸۹
 

دل شود امشب شکوفا در زمین

می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند

روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام

انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب رازهای مرتضی

یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا

حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدمهایت صراط المستقیم

حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک

اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای  اوج قله، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی

عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین

جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین

زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل

کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی

نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است

مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو

صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را

پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند

تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم

روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست

در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب

خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند

جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه

شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان

کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود

با دو دست فاطمه امضا شود

Share
شهریور ۲۳۱۳۸۹
 

1

جوشن کبیرجشن جان هایی است که درعرفات عشق عارف شده اندوقرآن هایی که برسردارنددرجان هایشان جاری می شود.جوشن کبیررانبایدخواندبایدنوشید.وبااین باده سرمست شدوازواژه هایش که هرکدام مطلع الغزل عشق است زرهی ساخت بزرگ ومحکم آن چنان که چشم ناپاک هیچ شیطانی ازآن عبورنکند.

جوشن کبیررازبزرگی انسانهایی است که اززمین به همه ی کائنات نورمی افشانندوآسمان هم اگرنوری داردبارتاب این نوراست چنان که باران آسمان که درلطافت طبعش دریغ نیست حاصل صادرات آب ونوراززمین است زمینی که به یمن قدوم انسان بوی خداراهرلحظه دروجودخلیفه اللهی ساکنان خویش می یابد.

جوشن کبیرشرح عاشقانه های انسانی است که هم کلامی باخدارابرهرچیزی ترجیح داده است تادرپی “وعلم الآدم الاسماء کلها”بازبخواندآن اسامی روشن راکه هرکدام برای گذرهمیشه ازدشت شب کافی است.

این دعا را امام زین العابدین(علیه السلام) از پدر بزرگوارش از جدّش از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل کرده است. درباره شأن ورود این دعا آمده است: در یکى از جنگ ها، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) زره و جوشن سنگینى بر تن داشت که سبب آزار آن حضرت مى شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به درگاه خدا دعا کرد تا آن که جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرماید: این زره سنگین را از تن خارج ساز و در عوض، این دعا را بخوان که براى تو و امّت تو، امان و حرزى ….

Continue reading »

Share
  •  شهریور ۲۳, ۱۳۸۹
  •  Posted by on شهریور ۲۳, ۱۳۸۹
  •   No Responses
شهریور ۱۵۱۳۸۹
 

AngPray

گفتم: خسته ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمه الله

.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/۵۳) ::.

گفتم: هیشکی نمی دونه تو دلم چی می گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه

.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/۲۴) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید

.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/۱۶) ::.

Continue reading »

Share
  •  شهریور ۱۵, ۱۳۸۹
  •  Posted by on شهریور ۱۵, ۱۳۸۹
  •   ۱ Response
شهریور ۰۸۱۳۸۹
 

1

گفتم: در گروه خودتان چه کاره ای ؟

گفت: دروازه بان دلم!

گفتم: این هم شد کار ؟ برو تو خط حمله.

گفت: فکرم از دروازه مطمئن نیست. دلم یک دروازه است. اگر کنترل نکنم، می بینی پی در پی گل می خورم.

گفتم: مثلاً چه گلی ؟

گفت: گل گناه، گل هوس، گل غرور، گل دوستیهای حساب نشده، گل غفلت از آینده و آخرت!

گفتم: چطور است جمع شویم و با « تیم ابلیس » مسابقه دهیم؟

……..

Continue reading »

Share