بهمن ۱۳۱۳۹۰
 

هر چند که داغ عسکری (ع)  سنگین است

پیشانی عشق از غمش پرچین است

***

دنباله  نور اوست ، نور مهدی(ع)

این مژده تسلای دل غمگین است

Share
بهمن ۱۲۱۳۹۰
 

لب باز نمود بلبل و گل خندید

ایام عزا رفت و کنون امد عید

×××

بنهاده به سر تاج ولایت مهدی(ع)

تا  کور شود هر آنکه نتواند دید

×××

تعجیل در فرجش صلوات

Share
بهمن ۱۱۱۳۹۰
 

جلی می گوید: در سامرا جمع شده نگران ورود امام حسن عسکری علیه السلام بودیم. نامه ای از ایشان دریافت کردیم که: آگاه باشید که هیچ کس بر من سلام نکند، و با دست به سویم اشاره نکند زیرا در غیر این صورت در امان نخواهید بود.

جلی: جوانی در کنارم ایستاده بود. گفتم: از کجایی؟ گفت: از مدینه. گفتم: اینجا چه می کنی؟ گفت: درباره امامت ابو محمّد علیه السلام اختلافی پیش آمده، آمده ام او را ببینم، از او سخنی بشنوم، یا نشانه ای ببینم تا دلم آرام گیرد، من از نوادگان ابوذر غفاری هستم.

در همین هنگام دیدیم که امام (ع) با خادمش به طرف ما می آید وقتی در برابر ما قرار گرفت به جوان نگاه کرد و فرمود: آیا تو غفاری هستی؟ گفت:آری. فرمود: مادرت حمدویه چه می کند؟ گفت: خوب است. امام از کنارمان گذشت.

به جوان گفتم: آیا قبلاً او را دیده بودی؟ گفت: نه. گفتم: آیا همین تو را کافی است؟ گفت: کمتر از این نیز کافی بود.

:امامان شیعه و جنبش های مکتبی:

Share
بهمن ۰۲۱۳۹۰
 

یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد و ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.

Share
دی ۲۷۱۳۹۰
 

در درگیری جنگ جمل، امام علی (ع) فرزندش محمّد حنفیّه را طلبید، و نیزه ی خود را به او داد و فرمود: با این نیزه به سپاه دشمن حمله کن. محمّد حنفیّه نیزه را گرفت و به دشمن حمله کرد، گردانی از طایفه ی بنی ضبّه جلو او را گرفتند، او عقب نشینی کرد، و به حضور پدر آمد،

در آن هنگام امام حسین (ع) نیزه را از دست او گرفت، و به سوی دشمن رفت و حمله کرد و پس از مدّتی در حالی که نیزه اش خون آلود بود، نزد پدر بازگشت، وقتی که محمّد حنفیّه، آن شجاعت را از امام حسن (ع) دید بر اثر احساس شکست سرخ و سرافکنده شد.

امیرمؤمنان علی (ع) به او فرمود:

لا تَأْنِفْ فَاِنَّهُ اِبْنُ النَّبِیّ وَ اَنْتَ اِبْنُ عَلّیِ:

« خود را نگیر ( تکبر نکن)، او پسر پیامبر است و تو پسر علی (ع) هستی».

داستانهای شنیدنی –اشتهاردی

Share
  •  دی ۲۷, ۱۳۹۰
  •  Posted by on دی ۲۷, ۱۳۹۰
  •   دیدگاه‌ها برای وارث شجاعت پیامبر:در استانه سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) بسته هستند
آذر ۲۷۱۳۹۰
 

در مسیر کربلا فرزدق شاعر خدمت امام رسیده ،سلام نمود و عرض کرد :ای پسر پیامبر!چگونه بر کوفیان اعتماد می کنی، در حالی که اینان همان مردمی هستند که پسر عمویت مسلم بن عقیل را با یارانش کشتند؟

امام فرمودند :خداوند مسلم را رحمت کرده و بیامرزد.او به زندگی جاوید و بهشت رضوان خداوندی رسید و تکلیفی را که بر دوش داشت انجام داد،حال نیز نوبت ماست که به تکلیفی که بر عهده داریم عمل نماییم.

سپس امام اشعاری بدین مضمون انشا نمود:

” اگر دنیا در نظر دیدگان اشخاص پست چیز گرانبها و نفیسی است ،پس همانا که پاداش و ثواب الهی از آن برتر و گرانبهاتر است.

و اگر بدنهای ما برای مرگ خلق کرده اند،پس کشته شدن در راه خدا با شمشیر افضل و بالاتر است.

و اگر سهم و روزی انسان در این دنیای دون و پست مقدر شده است،پس زیبا و نیکو آن است که از شدت حرص در طلب روزی کاسته شود.

و اگر سرانجام جمع اوری مال دنیا ترک آن است،پس چرا انسان به چیزی که آن را ترک خواهد گفت،بخل بورزد.”

لهوف-سید ابن طاووس

Share
تیر ۳۱۱۳۹۰
 

صدوق (ره) در کمال الدین از علی بن عبدالله وراق از سعدبن عبدالله اشعری و او از احمدبن اسحاق قمی روایت نموده که گفت:

خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام شرفیاب شدم تا درباره ی جانشین حضرتش سئوال کنم. حضرت ابتداء بسخن نمود و فرمود:

ای احمدبن اسحاق! خداوند متعال از روزی که آدم را آفرید تا روز قیامت زمین را از وجود حجت خود که گرفتاری ها را از اهل زمین برطرف کند و بوسیله ی او باران ببارد و مواهب زمین بیرون بیاید، هیچگاه خالی نگذارده و نخواهد گذارد .

عرضکردم: یابن رسول الله امام و جانشین بعد از شما کیست؟ حضرت برخاست و تشریف برد بدرون خانه، سپس در حالیکه بچه سه ساله ای را که رخساری همچون ماه شب چهارده داشت روی دوش گرفته بود، برگشت. آنگاه فرمود:

ای احمد بن اسحاق! اگر پیش خدا و سفرای الهی قرب و منزلت نداشتی فرزندم را بتو نشان نمیدادم. این همنام و هم کنیه ی پیغمبر صلّی الله علیه و اله است که زمین را پر از عدل و داد کند، چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد. ای احمدبن اسحاق این طفل در این امت، مانند خضر و ذوالقرنین است بخدا قسم غیبتی میکند که کسی از مهلکه ( بی دینی و گمراهی) نجات نمی یابد جز آنان که خداوند آنها را در عقیده ی بامامتش ثابت قدم داشته و موفق نموده است که دعا کنند خداوند زودتر او را ظاهر گرداند.

احمدبن اسحاق میگوید: عرضکردم: آقا علامتی در این طفل هست که قلباً اطمینان پیدا کنم این همان قائم بحق است؟ ناگهان طفل بسخن آمد و با زبان فصیح عربی گفت:

« اَنَا بَقِیَّهُ اللهِ فِی اَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِم مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَیْنِ یا اَحْمَدَبْنَ اِسْحاقَ» یعنی: من آخرین سفیر الهی در روی زمین و انتقام گیرنده ی از دشمنان اویم. ای احمدبن اسحاق بعد از آنکه با چشم، حقیقت را دیدی، دیگر دلیلی مخواه!

او گفت: آنروز دلشاد و مسرور از حضرت امام حسن عسکری (ع) رخصت طلبیده برگشتم. فردای آنروز که بحضورش شرفیاب شدم، عرضکردم یابن رسول الله از مرحمتی که دیروز درباره ی من فرمودید( و آقازاده را بمن نشان دادید) بسی مسرور گشتم. ولی نفرمودی علامتی که از خضر و ذوالقرنین در اوست چیست؟

فرمود: مقصود غیبت طولانی اوست!

عرضکردم: یابن رسول الله! مگر غیبت او بطول میانجامد؟

فرمود: آری بخدا قسم بقدری طولانی میگردد که اکثر معنقدین بوی منحرف می شوند و جز آنها که خداوند در خصوص دوستی ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را در لوح دلشان ترسیم نموده و با تأییدات خود مؤید داشته است، کسی بر عقیده ی حق باقی نمی ماند. ای احمد بن اسحاق غیبت او شاهکار الهی و سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیبهای پروردگار است، پس آنچه میگویم قبول کن و از غیر اهلش مکنوم بدار و بر این نعمت شکر کن تا فردای قیامت در بهشت برین با ما باشی.

مهدی موعود- ترجمه بحارالانوار

.

Share
تیر ۲۶۱۳۹۰
 

اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا هذِهِ‏ وَ مَوْلُودِها، وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى‏ قَرَنْتَ اِلى

خدایا! به حق این شبى که ما در آنیم و به حق آنکس که در آن به‏دنیا آمده و حجتت و موعود آن که همراه کردى به

فَضْلِها فَضْلاً، فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ‏ صِدْقاً وَ عَدْلاً، لامُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ‏

فضیلت این شب، فضیلت دیگرى و بدین سبب تمام شد کلمه تو براستى و عدالت، تغییر دهنده‏اى براى کلمات تو نیست و

لِأیاتِکَ، نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ،وَ ضِیآؤُکَ الْمُشْرِقُ، وَ الْعَلَمُ النُّورُ، فى‏ طَخْیآءِ

پس زننده‏اى براى ‏آیات تو نیست. آن نور درخشانت و آن روشنى فروزانت و آن نشانه نورانى در شب تاریک ظلمانى آن‏

الدَّیْجُورِ، الْغائِبُ‏ الْمَسْتُورُ، جَلَّ مَوْلِدُهُ، وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ، وَ الْمَلائِکَهُ شُهَّدُهُ، وَ اللَّهُ‏

پنهان‏ غایب از انظار که ولادتش بزرگ و کریم الاصل بود و فرشتگان گواهان اویند و خدا

ناصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ، اِذا آنَ میعادُهُ، وَ الْمَلائِکَهُ اَمْدادُهُ، سَیْفُ اللَّهِ الَّذى‏ لا یَنْبوُ،

یاور و کمک‏کار او است، در آن هنگام که وعده‏اش برسد و فرشتگان مددکارش باشند، آن شمشیر برنده خدا که کُند نشود

وَ نُورُهُ الَّذى‏ لایَخْبوُ، وَ ذوُ الْحِلْمِ الَّذى‏ لایَصْبوُا، مَدارُ الَّدهْرِ،

و نور او که خاموش نگردد و بردبارى که کار بى‏رویه انجام ندهد، چرخ روزگار بخاطر او گردش کند

وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ، وَ وُلاهُ الْأَمْرِ، وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى‏ لَیْلَهِ

و او و پدران معصومش نوامیس هر عصر و والیان امر خدایند، در شب قدر آنچه نازل شود بر ایشان نازل گردد

الْقَدْرِ، وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ، تَراجِمَهُ وَحْیِهِ، وَ وُلاهُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ،

و آنهایند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحى خدا و سرپرستان امر و نهى او.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَ‏

خدایا! پس درود فرست بر خاتم ایشان و قائمشان که در پس پرده است از عوالم آنها. خدایا!

وَ اَدْرِکَ بِنا أَیَّامَهُ، وَ ظُهُورَهُ وَ قِیامَهُ، وَ اجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ، وَ اقْرِنْ ثارَنا

ما را به روزگار او و زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان ده و خونخواهى ما را

بِثارِهِ، وَ اکْتُبْنا فى‏ اَعْوانِهِ وَ خُلَصآئِهِ، وَ اَحْیِنا فى‏ دَوْلَتِهِ ناعِمینَ،

به خونخواهى او مقرون گردان و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادکام‏

وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ، وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ، وَ مِنَ السُّوءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ‏

و متنعم و به هم نشینیش بهره‏مند و به گرفتن حقش پا بر جا بدار و از بدیها بر کنارمان کن! اى مهربانترین‏

الرَّاحِمینَ، وَ الْحَمْدُللَّهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلَواتُهُ عَلى‏ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ

مهربانان و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درودهاى او بر آقاى ما محمد

خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ عَلى‏ اَهْلِ بَیْتِهِ الصَّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النَّاطِقینَ

خاتم پیمبران و مرسلین و بر خاندان راستگو و عترت حقگویش باد

، وَ الْعَنْ جَمیعَ الظَّالِمینَ، و احْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ.

و از رحمت خود دور ساز تمام ستمکاران را و میان ما و ایشان داورى کن اى محکمترین حکم کنندگان‏!

مفاتیح الجنان

.

Share
تیر ۲۲۱۳۹۰
 

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) در یازدهم شعبان،سال۴۳ قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.

او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد .

ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته است.

نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم.

درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود.

در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:

« یا قوم، هولاءِ قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله.…… ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.

امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان ، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.

مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام در کربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین ، حضرت علی اکبر علیه السلام می باشد.

.

Share
تیر ۱۶۱۳۹۰
 

حضرت سجّاد (ع) وقتی به فقیری چیزی می داد دست خودش را می بوسید و در برخی روایات گاهی دست سائل را می بوسید وقتی که از او می پرسیدند ، می فرمود:

خدا مگر نه در قرآن مجید می فرماید (و هو یاخذ الصدقات) و خداست که صدقه ها را می گیرد

ظاهرش دست سائل یا گیرنده است حقیقتش خدا می گیرد این دست متبرک شد لذا دستم را می بوسم که این خیر با این دست جاری شد.

Share
تیر ۱۴۱۳۹۰
 

عصر رسول خدا (ص) بود، حسن و حسین (ع) کودک بودند، شخصی گناهی کرد، و از شرم آن گناه، مدّتی مخفی شد و نزد رسول خدا (ص) نمی آمد، تا این که آن شخص، حسن و حسین (ع) را دید، آن دو را بر دوش خود سوار کرد، و با همان حال به حضور رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: « من گنهکارم، در پناه خدا، و این دو آقا زاده به حضور شما آمده ام تا مرا ببخشید».

رسول خدا (ص) وقتی که آن منظره را دید، آن چنان خندید که دستش را بر دهانش گذاشت، سپس به آن مرد گنهکار فرمود: « برو جانم، تو آزاد هستی».

آن گاه به حسن و حسین فرمود: آن شخص در مورد عفو گناه خود، شما را شفیع قرار داد، در این هنگام آیه ۶۴ سوره نساء نازل شد:

وَ لَوْ اَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جائُوکَ فاَسْتَغْفَروُ اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَحیماً

و اگر گنهکاران که بر اثر گناه به خود ستم کردند، به نزد تو ( ای پیامبر) می آمدند، و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آن ها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

داستانهای شنیدی –اشتهاردی

Share
تیر ۰۸۱۳۹۰
 

از امام صادق (ع) نقل شده ، که یکی از قریش بر رسول خدا (ص) عرض کرد به چه چیز از همه پیغمبران پیش افتادی با این که پس از همه مبعوث شدی و پایان آنهائی؟

فرمود: من نخستین کس بودم که به پروردگارم گرویدم و نخستین کس بودم که پاسخ دادم به خدا، چون پیمان از پیمبران گرفت و آنان را بر خویش گواه ساخت که:

آیا نیستم من پروردگار شما؟

گفتند: چرا، من اوّل پیغمبر بودم که گفتم: چرا و از همه در اقرار پیش افتادم.

 

اصول کافی-کلینی

Share