بهمن ۲۸۱۳۹۰
 

تقصیر من است اینکه کم می آیی

هرگاه شدم اسیر غم می آیی

این جمعه و جمعه های دیگر حرف است

عاشق بشوم سه شنبه هم می آیی!

Share
بهمن ۲۵۱۳۹۰
 

ابن ابی یعفور می گوید: نزد امام صادق علیه السّلام بودم که یکی از شیعیان وارد شد و گفت:

مولای من، گاهی بعضی از ما دچار مضیقه و تنگدستی می شود به جهت امرار معاش برای مسئولان حکومتی ساختمانی بنا کرده یا نهری احداث می کند و … آیا این کار ( یعنی کار کردن برای ظالمان) جایز است؟

حضرت فرمود: من دوست ندارم برای آن ها گره ای بزنم یا حتّی نخی به دور دهانه کیسه ای ببندم و …، در روز قیامت یاران و کمک کاران به ظالمان در جایگاهی از آتش هستند، تا خداوند بین همه بندگانش حکم کند.

ترجمه محجه

Share
بهمن ۲۲۱۳۹۰
 

امام صادق علیه السلام با جابر از مکانی می گذشت، دید بازی ، کبکی را دنبال کرده است که بگیرد و طعمه ی خود قرار دهد،امام آستین خود را باز کرد و کبک  داخل آستین حضرت شد و از گزند باز در امان ماند. حضرت به جابر فرمود:این کبک مرا صدا کرد که او را نجات دهم، من نیز با حرکت آستین ، باز را از او دور کرده تا کبک نجات یابد.

در اینجا وجود مقدس امام صادق پرده از روی واقعیتی برداشت و فرمود:

‹‹وَ لَوْ أنّ شِیعَتِنا اسْتَقامَتْ لَأسْمَعْتُکُمْ مَنْطِقَ الطَّیر (لَاَسْمَعْتُهُم)؛

اگر شیعیان ما استقامت (در دین به خرج می دادند)و پیروی از ما (کَما هُوَ حَقُّه )می کردند گوش آنان را به شنیدن منطق پرندگان آشنا می کردیم.

سیری در افاق-کاشانی

Share
بهمن ۲۱۱۳۹۰
 

می تراود از نسیم عشق اسرار شرف

می نوازد گوشها را لطف اظهار شرف

*

بعد از آن بی رونقی های بساط معرفت

حالیا بالا گرفته کار بازار شرف

*

ظلمت ممتد حیات از دیده ها دزدیده بود

چشم عالم روشن است اینک ز دیدار شرف

*

جهل گاهی عقل را از صحنه بیرون می کند

کار عقل آنگاه خواهد گشت انکار شرف

*

زنده در گور جهالت می کند آیات را

تا کجا از ظلم خواهد رفت ادبار شرف

*

آبهای رفته برگشته است در جوی خرد

چون حبیب الله گردیده است سالار شرف

*

جنس فکراست و عبادت در دکان دین ِعشق

بشکفد از بندگی برشاخه افکار شرف

*

مومن و امنیت و از یک ریشه مشتق می شوند

حصن ایمان است در هر جا نگاهدار شرف

*

آفتاب تند آن ایام هوش از سر ربود

از حریر مکرمت ها دوخت دستار شرف

*

روزگار بی خدایی ها از او پایان گرفت

تا ابد پاینده در جانهاست آثار شرف

*

روز میلاد نبی گویی تولد یافت نور

از رخ او عالم آرا گشت انوار شرف

*

جلوه توحید دارد اصل حرف وحدتش

نازد او در حشر، از این جمع و آمار شرف

*

در شرافت شهره شهر است آن شعری که شد

شاهدی بر فتح دلها زان علمدار شرف

Share
بهمن ۲۰۱۳۹۰
 

ثابت گوید: چون پیامبر (ص) برانگیخته شد ابلیس به شیطان هایش گفت: حادثه ای روی داده است بنگرید چیست؟ پس برفتند سپس آمدند و گفتند: نمی دانیم. ابلیس گفت: من آن خبر را برایتان می آورم پس رفت و آمد و گفت: محمّد (ص) برانگیخته شده است.

پس شیاطین خود را نزد اصحاب پیامبر (ص) می فرستاد و آنها ناامید برمی گشتند و می گفتند: هرگز گروهی را مانند اینان ندیده ایم به آنها برخورد می کنیم پس برای نماز به پا می خیزند و اثر برخورد ما را محو می کنند.

ابلیس گفت: به آنان مهلت دهید باشد که در زندگی دنیا وسعت یابند آنجاست که شما در مورد آنها به حاجت خود خواهید رسید.

 ترجمه محجه

Share
بهمن ۱۹۱۳۹۰
 

زنی بچّه اش را نزد پیغمبر فرستاد تا بگوید که من می خواهم پیراهنت را یادگاری داشته باشم ( برای شفا و تبرّک) پیغمبر هم یک پیراهن بیشتر نداشت. این پیراهن را به پسر داد تا به مادرش بدهد.

وقت اذان شد. پیغمبر در خانه نشسته است. مردم در مسجد منتظرند که پیامبر بیاید. پیغمبر فرمود: پیراهن ندارم.

آیه نازل شد که ما نگفتیم که تو به این شکل انفاق کنی! نه دست را به گردنت غُل کن و مثل افرادی که دست شان در جیب شان نمی رود و کِنِس هستند نباش و نه این که تنها پیراهنت را هم انفاق کنی) –       سوره الاسرا- ۲۹

Share
بهمن ۱۳۱۳۹۰
 

هر چند که داغ عسکری (ع)  سنگین است

پیشانی عشق از غمش پرچین است

***

دنباله  نور اوست ، نور مهدی(ع)

این مژده تسلای دل غمگین است

Share
بهمن ۱۲۱۳۹۰
 

لب باز نمود بلبل و گل خندید

ایام عزا رفت و کنون امد عید

×××

بنهاده به سر تاج ولایت مهدی(ع)

تا  کور شود هر آنکه نتواند دید

×××

تعجیل در فرجش صلوات

Share