مرداد ۰۸۱۳۹۰
 

نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.

می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد.

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:

هر گاه روزه هستی باید گوش، چشم ، مو، پوست و جمیع اعضاى بدن از محرمات و حتی مکروهات پرهیز کند. روزه تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست بلکه باید زبان خود را از دروغ نگاه دارید و دیده‏هاى خود را از حرام‏ بپوشانید.

در ماه مبارک این‌گونه باشید:

با یکدیگر نزاع نکنید و حسد مبرید و غیبت مکنید و مجادله مکنید و سوگند دروغ مخورید، حتی  سوگند راست نیز مخورید، دشنام مدهید، فحش مگوئید و ستم و بى‏خردى نکنید و دلتنگ مشوید و از یاد خدا و نماز غافل نگردید و از آنچه نباید گفت خاموش باشید و صبر کنید ، راستگو باشید و از اهل شر دورى کنید،

از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت کردن با مردم و گمان بد بردن و غیبت کردن و سخن‏چینى کردن اجتناب کنید و خود را مشرف به آخرت بدانید و منتظر فرج و ظهور قائم آل محمد علیه السلام باشید و آرزومند ثوابهاى آخرت باشید و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت بردارید.

دیگر ویژگی‌های دیگر روزه‌داران:

آرام باشید و مانند بنده ای که از آقای خود می ترسد با خضوع و خشوع و دل‌شکستگی او را بخوانید از عذاب خدا بترسید و به رحمت او امیدوار باشید .

دل خود را از عیبها و باطن خود را از حیله ها و مکرها پاکیزه کن  و بدن خود را از کثافات ظاهری پاک نما.

ولایت خود را خالص کن و از آنچه خدا از آن نهی کرده بپرهیز. دل  و جسم خود را برای محبت و یاد او فارغ گردان.

اگر آنچه را که گفتم رعایت کردی آنچه که شایسته روزه داری است را به جا آورده ای و فرموده خدا را اطاعت نموده ای، ولی اگر از آنها کم بگذاری از فضل و ثواب روزه تو به همان اندازه کم می شود.

پدرم فرمود که رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدند، زنی در ماه مبارک رمضان کنیز خود را دشنام داد ،آن حضرت طعامی طلبیدند و به آن زن گفتند که آن طعام را بخور ، آن زن عرض کرد یا رسول الله من روزه ام ،

حضرت فرمودند؛ چگونه روزه ای که کنیز خود را دشنام  می گویی ؟

روزه گرفتن ،تنها پرهیز  از خوردن و آشامیدن نیست بلکه خداوند روزه را حجابی  از کارهای ناشایست و کردار زشت قرار داده است . چه کم هستند کسانی که روزه دار هستند و چه بسیار هستند کسانی که از روزه گرفتن تنها گرسنگی می کشند.

منبع : کلیات مفاتیح الجنان

.

Share
مرداد ۰۷۱۳۹۰
 

ایکه از کلک هنر، نقش دل انگیز خدایی     حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی

گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی     « من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نا بستن از آن به که ببندی ونپائی»

مدعی طعنه زند در غم عشق تو زیادم     وین نداند که من از بهر غم عشق تو زادم

نغمه ی بلبل شیراز نرفته است ز یادم     « دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرائی ؟ »

تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه     مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه

پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه     « ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه

ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی »

تا فکندیم به سر کوی وفا رخت اقامت     عمر، بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت

سر و جان و زر و جاهم همه گو، رو به سلامت     « عشق و درویشی و انگشت نمایی وملامت

همه سهل است تحمل نکنم بار جدائی

درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان     کس دراین شهر ندارد سر تیمار غریبان

نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان     « حلقه بر در نتوانم زدن ازبیم رقیبان

این توانم که بیایم سر کویت به گدائی »

گرد گلزار رخ تست غبار خط ریحان     چون نگارین خط تذهیب به دیباچه ی قرآن

ای لبت آیت رحمت دهنت نقطه ی ایمان     « آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان

که دل اهل نظر برد، چه سریست خدائی »

هر شب هجر برآنم که اگر وصل بجویم     همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم

لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم     « گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی »

چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن     دامن وصل تو نتوان برقیبان تو هشتن

نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن     « شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن

تا که همسایه نداند که تو در خانه ی مائی »

سعدی این گفت و شد از گفته ی خود باز پشیمان     که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان

بشب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان     « کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان

پرتو روی تو گوید که که تو در خانه ی مائی »

نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند     دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند

جلوه کن جلوه که خورشید بخلوت ننشیند     « پرده بردار که بیگانه خود آن روی نبیند

تو بزرگی و در آئینه ی کوچک ننمائی »

نازم آن سر که چو گیسوی تو در پای تو ریزد     نازم آن پای که از کوی وفای تو نخیزد

شهریار آن نه که با لشکر عشق تو ستیزد      « سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد

که بدانست که در بند تو خوشتر ز رهائی »

استاد سید محمد حسین شـــــــهریـــار

.

Share
مرداد ۰۵۱۳۹۰
 

حضرت امیر علیه السّلام می فرماید: مردی نزد رسول خدا ص آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملی راهنمایی کنید، به عملی که به سبب آن:

۱-خدا مرا دوست بدارد.

۲- مردم مرا دوست بدارند.

۳-دارائیم فراوان شود.

۴-بدنم سالم بماند.

۵-عمرم طولانی شود.

۶-خدا مرا با تو محشور کند.

رسول خدا ص فرمودند: این ۶ حاجت ۶ خصلت می خواهد:

۱-اگر می خواهی خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهیز کن.

۲-اگر می خواهی مردم تو را دوست دارند به آن ها خوبی و نیکی کن و به آنچه در دست آن هاست طمع نکن و چشم نینداز.

۳-اگر می خواهی دارائیت فراوان شود زکوه بده.

۴-اگر می خواهی بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.

۵-و اگر می خواهی عمرت طولانی شود صله رحم کن« دید و بازدید خویشان».

۶-و اگر می خواهی خدا تو را با من محشور کند سجده را برای خدا طولانی کن.

داستانهای رسول خدا – میرخلف زاده

Share
مرداد ۰۱۱۳۹۰
 
دل
Share
تیر ۳۱۱۳۹۰
 

صدوق (ره) در کمال الدین از علی بن عبدالله وراق از سعدبن عبدالله اشعری و او از احمدبن اسحاق قمی روایت نموده که گفت:

خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام شرفیاب شدم تا درباره ی جانشین حضرتش سئوال کنم. حضرت ابتداء بسخن نمود و فرمود:

ای احمدبن اسحاق! خداوند متعال از روزی که آدم را آفرید تا روز قیامت زمین را از وجود حجت خود که گرفتاری ها را از اهل زمین برطرف کند و بوسیله ی او باران ببارد و مواهب زمین بیرون بیاید، هیچگاه خالی نگذارده و نخواهد گذارد .

عرضکردم: یابن رسول الله امام و جانشین بعد از شما کیست؟ حضرت برخاست و تشریف برد بدرون خانه، سپس در حالیکه بچه سه ساله ای را که رخساری همچون ماه شب چهارده داشت روی دوش گرفته بود، برگشت. آنگاه فرمود:

ای احمد بن اسحاق! اگر پیش خدا و سفرای الهی قرب و منزلت نداشتی فرزندم را بتو نشان نمیدادم. این همنام و هم کنیه ی پیغمبر صلّی الله علیه و اله است که زمین را پر از عدل و داد کند، چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد. ای احمدبن اسحاق این طفل در این امت، مانند خضر و ذوالقرنین است بخدا قسم غیبتی میکند که کسی از مهلکه ( بی دینی و گمراهی) نجات نمی یابد جز آنان که خداوند آنها را در عقیده ی بامامتش ثابت قدم داشته و موفق نموده است که دعا کنند خداوند زودتر او را ظاهر گرداند.

احمدبن اسحاق میگوید: عرضکردم: آقا علامتی در این طفل هست که قلباً اطمینان پیدا کنم این همان قائم بحق است؟ ناگهان طفل بسخن آمد و با زبان فصیح عربی گفت:

« اَنَا بَقِیَّهُ اللهِ فِی اَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِم مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَیْنِ یا اَحْمَدَبْنَ اِسْحاقَ» یعنی: من آخرین سفیر الهی در روی زمین و انتقام گیرنده ی از دشمنان اویم. ای احمدبن اسحاق بعد از آنکه با چشم، حقیقت را دیدی، دیگر دلیلی مخواه!

او گفت: آنروز دلشاد و مسرور از حضرت امام حسن عسکری (ع) رخصت طلبیده برگشتم. فردای آنروز که بحضورش شرفیاب شدم، عرضکردم یابن رسول الله از مرحمتی که دیروز درباره ی من فرمودید( و آقازاده را بمن نشان دادید) بسی مسرور گشتم. ولی نفرمودی علامتی که از خضر و ذوالقرنین در اوست چیست؟

فرمود: مقصود غیبت طولانی اوست!

عرضکردم: یابن رسول الله! مگر غیبت او بطول میانجامد؟

فرمود: آری بخدا قسم بقدری طولانی میگردد که اکثر معنقدین بوی منحرف می شوند و جز آنها که خداوند در خصوص دوستی ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را در لوح دلشان ترسیم نموده و با تأییدات خود مؤید داشته است، کسی بر عقیده ی حق باقی نمی ماند. ای احمد بن اسحاق غیبت او شاهکار الهی و سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیبهای پروردگار است، پس آنچه میگویم قبول کن و از غیر اهلش مکنوم بدار و بر این نعمت شکر کن تا فردای قیامت در بهشت برین با ما باشی.

مهدی موعود- ترجمه بحارالانوار

.

Share
تیر ۲۷۱۳۹۰
 

بیا که آینه ی روزگار زنگاری ست

بیا که زخم زبان های دوستان کاری ست

به انتظار نشستن در این زمانه ی یأس

برای منتظران چاره نیست ، ناچاری است

به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما

قبول طبع شما نیست ، کوچه بازاری است

چه قاب ها و چه تندیس های زرینی

گرفته ایم به نامت که کنج انباری است!

نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود

کنون بیا که بناهایمان طلاکاری است

به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم

تمام سال اگر کارمان عزاداری است

نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند

که کار منتظرانت همیشه بیداری است

به قول خواجه ی ما در هوای طره ی تو

“چه جای دم زدن نافه های تاتاری است “

بیابانکی

.

Share
تیر ۲۶۱۳۹۰
 

اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا هذِهِ‏ وَ مَوْلُودِها، وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى‏ قَرَنْتَ اِلى

خدایا! به حق این شبى که ما در آنیم و به حق آنکس که در آن به‏دنیا آمده و حجتت و موعود آن که همراه کردى به

فَضْلِها فَضْلاً، فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ‏ صِدْقاً وَ عَدْلاً، لامُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ‏

فضیلت این شب، فضیلت دیگرى و بدین سبب تمام شد کلمه تو براستى و عدالت، تغییر دهنده‏اى براى کلمات تو نیست و

لِأیاتِکَ، نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ،وَ ضِیآؤُکَ الْمُشْرِقُ، وَ الْعَلَمُ النُّورُ، فى‏ طَخْیآءِ

پس زننده‏اى براى ‏آیات تو نیست. آن نور درخشانت و آن روشنى فروزانت و آن نشانه نورانى در شب تاریک ظلمانى آن‏

الدَّیْجُورِ، الْغائِبُ‏ الْمَسْتُورُ، جَلَّ مَوْلِدُهُ، وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ، وَ الْمَلائِکَهُ شُهَّدُهُ، وَ اللَّهُ‏

پنهان‏ غایب از انظار که ولادتش بزرگ و کریم الاصل بود و فرشتگان گواهان اویند و خدا

ناصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ، اِذا آنَ میعادُهُ، وَ الْمَلائِکَهُ اَمْدادُهُ، سَیْفُ اللَّهِ الَّذى‏ لا یَنْبوُ،

یاور و کمک‏کار او است، در آن هنگام که وعده‏اش برسد و فرشتگان مددکارش باشند، آن شمشیر برنده خدا که کُند نشود

وَ نُورُهُ الَّذى‏ لایَخْبوُ، وَ ذوُ الْحِلْمِ الَّذى‏ لایَصْبوُا، مَدارُ الَّدهْرِ،

و نور او که خاموش نگردد و بردبارى که کار بى‏رویه انجام ندهد، چرخ روزگار بخاطر او گردش کند

وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ، وَ وُلاهُ الْأَمْرِ، وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى‏ لَیْلَهِ

و او و پدران معصومش نوامیس هر عصر و والیان امر خدایند، در شب قدر آنچه نازل شود بر ایشان نازل گردد

الْقَدْرِ، وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ، تَراجِمَهُ وَحْیِهِ، وَ وُلاهُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ،

و آنهایند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحى خدا و سرپرستان امر و نهى او.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَ‏

خدایا! پس درود فرست بر خاتم ایشان و قائمشان که در پس پرده است از عوالم آنها. خدایا!

وَ اَدْرِکَ بِنا أَیَّامَهُ، وَ ظُهُورَهُ وَ قِیامَهُ، وَ اجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ، وَ اقْرِنْ ثارَنا

ما را به روزگار او و زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان ده و خونخواهى ما را

بِثارِهِ، وَ اکْتُبْنا فى‏ اَعْوانِهِ وَ خُلَصآئِهِ، وَ اَحْیِنا فى‏ دَوْلَتِهِ ناعِمینَ،

به خونخواهى او مقرون گردان و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادکام‏

وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ، وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ، وَ مِنَ السُّوءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ‏

و متنعم و به هم نشینیش بهره‏مند و به گرفتن حقش پا بر جا بدار و از بدیها بر کنارمان کن! اى مهربانترین‏

الرَّاحِمینَ، وَ الْحَمْدُللَّهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلَواتُهُ عَلى‏ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ

مهربانان و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درودهاى او بر آقاى ما محمد

خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ عَلى‏ اَهْلِ بَیْتِهِ الصَّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النَّاطِقینَ

خاتم پیمبران و مرسلین و بر خاندان راستگو و عترت حقگویش باد

، وَ الْعَنْ جَمیعَ الظَّالِمینَ، و احْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ.

و از رحمت خود دور ساز تمام ستمکاران را و میان ما و ایشان داورى کن اى محکمترین حکم کنندگان‏!

مفاتیح الجنان

.

Share
تیر ۲۴۱۳۹۰
 

زهری می گوید:

« من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر علیه السلام داشتم؛ اما به این خواسته نرسیدم. تا آن که به حضور محمد بن عثمان عمروی ـ نایب دوم حضرت در غیبت صغری ـ رفتم و مدتی ایشان را خدمت نمودم. روزی التماس کردم که مرا به محضر آن حضرت برساند.

قبول نکرد؛ ولی چون زیاد تضرع کردم، فرمود: فردا، اول روز بیا.

روز بعد، اول وقت به نزد او رفتم. دیدم شخصی آمد که جوانی خوشرو و خوشبو در لباس تجار همراه او بود و جنسی با خود داشت.

در این جا عَمروی به آن جوان اشاره کرد، که این است آن کسی که می خواهی.

من به حضور آن حضرت رفتم و آنچه خواستم سؤال کردم و جواب شنیدم.

بعد حضرت، به در خانه ای که خیلی مورد توجه نبود، رسیدند و خواستند داخل آن خانه شوند که عمروی گفت: اگر سؤالی داری بپرس، که دیگر او را نخواهی دید.

رفتم که سؤالی بپرسم؛ اما حضرت گوش ندادند و داخل خانه شدند و فرمودند:

« ملعون است، ملعون است، کسی که نماز مغرب را تا وقتی که ستاره در آسمان زیاد شود، تأخیر اندازد.

ملعون است، ملعون است کسی که نماز صبح را تا وقتی که ستاره ها غایب شوند، تأخیر اندازد. »

منبع: شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، احمد قاضی زاهدی، و برکات حضرت ولی عصر -عجل الله تعالی فرجه الشریف ( حکایات کتاب عبقری الحسان ) ، آیت الله علی اکبر نهاوندی / مترجم سید جواد معلم

Share
تیر ۲۲۱۳۹۰
 

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) در یازدهم شعبان،سال۴۳ قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.

او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد .

ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته است.

نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم.

درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود.

در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:

« یا قوم، هولاءِ قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله.…… ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.

امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان ، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.

مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام در کربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین ، حضرت علی اکبر علیه السلام می باشد.

.

Share
تیر ۱۸۱۳۹۰
 

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست

تا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر نیست

هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ای

درد محبت است که درمان پذیر نیست

هیچ از دل رمیده ما کس نشان نداد

پیدا نشد عجب که به دامی اسیر نیست

بر من کمان مکش، که از آن غمزه‌ام هلاک

بازو مساز رنجه که حاجت به تیر نیست

رفتی و از فراق تو از پا درآمدم

باز آ که جز تو هیچکسم دستگیر نیست

سهلست اگر گهی گذرد در ضمیر تو

وحشی که جز تو هیچکسش در ضمیر نیست

وحشی بافقی

.

Share
تیر ۱۶۱۳۹۰
 

حضرت سجّاد (ع) وقتی به فقیری چیزی می داد دست خودش را می بوسید و در برخی روایات گاهی دست سائل را می بوسید وقتی که از او می پرسیدند ، می فرمود:

خدا مگر نه در قرآن مجید می فرماید (و هو یاخذ الصدقات) و خداست که صدقه ها را می گیرد

ظاهرش دست سائل یا گیرنده است حقیقتش خدا می گیرد این دست متبرک شد لذا دستم را می بوسم که این خیر با این دست جاری شد.

Share