بهمن ۱۰۱۳۸۹
 

می گفت: هر ساخته ای که خلق میشه، اگه یه خورده پیچیده باشه ، سازنده اش براش کاتالوگ می نویسه و باهاش می فرسته.

می گفت: انسان از همه پیچیده تره و سازنده اش از همه حکیم تر 

می گفت: کاتالوگ انسان « قرآن کریم » است. که خیلی خوب بیان کرده اگه چه کار کنه این انسان می تونه ظرفیت های بالقوه اش رو به بهترین وجهی بالفعل کنه بشه خلیفه الله، بشه خلیل الله، بشه حبیب الله

و چه کارها براش خطرناکه، خرابش می کنه می شه « لفی خسر »، می شه «کمثل الحمار»، میشه «کمثل الانعام بل هم اضل».

می گفت چهارده معصوم نمونه های برترند همان هایی…

Continue reading »

Share
بهمن ۰۹۱۳۸۹
 

ای جان‌ِ جان‌ِ جان جهان های مختلف!

ایمان عاشقانه جان های مختلف!

 روح سلام در تن هستی که زنده‌ای

همواره در نسوج زبان های مختلف!

رؤیای دلنواز صدف های ساحلی

دریای مهربان کران های مختلف!

ما مانده‌ایم چون رمه‌هایی رها‌شده

در گرگ و میش ذهن شبان های مختلف

دارد یقین چوبی‌مان تیغ می‌خورد

در آتش هجوم گمان های مختلف

آقا! در ‌آ به عرصه هیجای روزگار

ما را بگیر از هیجان های مختلف

علی ‌محمد مودب

 

Share
بهمن ۰۵۱۳۸۹
 

حضرت آدم :

صاحب کتـاب درالثـمـین در ذیل آیه شریفـه    فـتـلقـى آدم … (سوره بقره ایه ۳۷)   نقـل مـى کند که چـون خـداى متعال اراده فرمود توبه آدم را بپذیرد پرده از جلو چشم آدم برداشته شد و در ساق عرش اسامى خمسه آل عبا را مشاهده کرد و آنها را بر زبان راند و از جبرئیل پرسید: اینان کیستند؟

جبرئیل آنها را مـعـرفـى کرد و سپس گفت خدا را به این اسامى بخوان تا توبه ات را بپـذیرد، آدم پـرسید چگونه بخوانم ، جبرئیل گفت :

بگو یا حمید بحق محمد، یا عالى بحق على ، یا فاطر بحق فاطمه ، یا محسن بحق الحسن و …

وقـتـى جبرئیل نام حسین را برد قلب آدم على نبینا و آله و علیه السلام شکست و اشکش جارى شد، گفت : برادرم جبرئیل چرا هنگامى که…

Continue reading »

Share
بهمن ۰۵۱۳۸۹
 

اربعین

      جابر بن عبدالله انصاری، صحابه‌ای والا مقام است در میان اصحاب رسول خدا و عاشقی دلداده است، درمیان خیل عشاق امام سید الشهدا، و برای فخر و مباهات او همین مدال افتخار کافیست که نخستین زائر قبر امام حسین (علیه السلام)، اوست و هنگامه این وصال نیز چهلمین روز شهادت شهدای کربلاست.

چه زیباست حکایت دلداده‌ای که یار خویش را باز یابد و چه خوش است نوای بلبلی که کنار گل سرخ خویش نغمه‌سرایی آغاز کند و چه نیکو منظره‌ایست، وصال در پس هجران …

Continue reading »

Share
بهمن ۰۲۱۳۸۹
 

جای باران است وقتی نیستی

فصل طوفان است وقتی نیستی

این فضای چاردیواری سرد

کنج زندان است وقتی نیستی

چشم آغاز تمام قصه‌ها

خیس پایان است وقتی نیستی

هیچکس در چشم این آئینه نیست

قحط انسان است وقتی نیستی

زیر پرچم‌های شیطان هرکسی

یک مسلمان است وقتی نیستی…

بختیاری

Share
بهمن ۰۱۱۳۸۹
 

          حضرت عبدالعظیم حسنی رضوان الله تعالی علیه به امام جواد علیه السلام عرض کرد:

ای مولای من، آرزوی قائم آل محمد صلی الله علیه و آله را دارم یعنی همان کسی که دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.

امام علیه السلام فرمود:

ما امامان همگی قائم به امر پروردگار و ….

Continue reading »

Share
دی ۲۹۱۳۸۹
 

      روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:

ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…

Continue reading »

Share
دی ۲۵۱۳۸۹
 

باهمان دست راست ات بشکن آخرین قفل این نفس ها را

بال های شکسته می دانند رمز محکم ترین قفس ها را

هرچه را پیش از این نمی خواهم، تازه در ابتدای این راهم

ببرم هرکجا که می خواهی، تو نشانم بده سپس ها را

کاش زیبا نبود چشمانت، آه از این نابرادران حسود

پلک هایت  ورق ورق زده است شرحی از احسن القصص ها را

کوسه ها تکه تکه ام بکنند باز دست از تو برنخواهم داشت

وارث ماهیان  اروندم، می روم تا ته ارس ها را

درد و تنهایی  و غریبی که سرنوشت تمام عاشق هاست

توکه  باشی برای من کافی است، چه نیازی است هیچ کس ها را

بشری 

Share
دی ۱۸۱۳۸۹
 

و کاش مرد غزل‌خوان شهر برگردد

به زیر بارش باران شهر برگردد

کسی شبیه خدا نیست، هیچ کس، ای کاش

کمال مطلق انسان شهر برگردد

چه خوب می‌شد اگر مرد آسمانی ما

به جمع خاکی خوبان شهر برگردد

خدا کند برکت ـ این خیال دور از ذهن ـ‌

شبی به سفره بی‌نان شهر برگردد

شبیه خانه ارواح ساکت و سردیم

خدای خوب! بگو جان شهر برگردد

هنوز منتظرم یک نفر خبر بدهد

که باز یوسف کنعان شهر برگردد

پنجی

Share
دی ۱۳۱۳۸۹
 

         در صبح عاشورا، شمر، اصرار داشت که از پشت خیمه ها بیاید ، شاید دست به یک جنایتی بزند، ولی نمی دانست که امام حسین علیه السّلام  دستور داده اند که خیمه ها را از نزدیک یکدیگر، به شکل منحنی قرار داده و پشت آنها را خندق بکنند و در آن آتش برپا کنند، تا دشمن نتواند حمله کند . وقتی شمر آمد و با این وضع مواجه شد، ناراحت شده و شروع به فحاشی کرد.

یکی از اصحاب عرض کرد: یا اباعبدالله ! اجازه دهید او را با یک تیر، از پای درآوریم . حضرت فرمودند:….

Continue reading »

Share