تیر ۲۶۱۳۹۲
 

در آشغال دنیا، جواهر وجودت را پیدا کن!

ما می خواهیم همه‌اش نماز بخوانیم.

نه بابا! بشین یک گوشه یک مقدار فکر کن ببین کی هستی؟

بگو من کی هستم؟

اصلا خودت را پیدا کن.

بگرد در آشغال ها یک جواهر را پیدا کن!

یک وقت یک جواهر قیمتی قاطی آشغال ها افتاده. برده‌اند ریخته اند در خاک روبه‌ها ولی چون قیمتی است می روی چهار ساعت پنج ساعت، خاک ها را عقب می زنی پیدایش می کنی.

ما هم جواهریم که در این آشغال های دنیا گیر کرده‌ایم. باید بگردیم پیدا کنیم.

عجیب است که انسان ها دنبال گم شده شان می گردند، اما دنبال خودشان نمی گردند.

بگرد خودت را پیدا کن. خودت به خودت بگو من کی‌ام؟

وضو بگیر یک گوشه بشین صد مرتبه این ذکر را بگو:

من که هستم کجا بودم؟ از کجا امده ام؟ کجا می خواهم بروم؟

اینقدر بگو تا خودت را پیدا کنی. وقتی خودت را پیدا کنی، ها! اینقدر لذت دارد، بفهمی کی هستی.

«أتحسب أنّک جرمٌ صغیر؟»

تو خیال می کنی که یک آدم دومتر و نیمی هستی؟

«و فیک انطوی العالم الاکبر».

در تو عالم بزرگ است.

تو خیلی مهمی بشر؟

تو خیلی می توانی ترقی کنی. از ملائکه هم بیشتر

مجتهدی تهرانی

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>