دی ۲۳۱۳۹۱
 

22

سم در سلولهای تن امام نفوذ می کرد و هر لحظه خنجری تازه بر جان خورشید می زد.

خانه اقا گودال قتلگاه بود و سم ، تیر و خنجر کوفیان!

رضا(ع) ،حسین (ع) بود و سناباد ، کربلا….

اما اینجا زینبی نبود که روی تل بایستد و برای مردی که بر خاک افتاده بود ، مویه کند.

خورشید غریبانه غروب می کرد………….

 

 

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>