دی ۲۱۱۳۹۱
 

 

سلمان فارسی گفت: در حالی که علی (ع) سرگرم غسل دادنِ رسول خدا (ص) بود به او خبر دادم که قوم چه کردند و گفتم که: ابوبکر هم اکنون بر منبر رسول خدا (ص) است و عوام الناس از چپ و راست به او هجوم آورده….

 

…و با هر دو دستش بیعت میکنند.

علی (ع) گفت: آیا می دانی نخستین کسی که با وی بر منبر رسول خدا (ص) بیعت کرد کی بود؟

گفتم: نه، ولی پیرمردی را دیدم که بر عصایش تکیه داده و پیشانی درهم کشیده بود، به خاک افتاد و می گریست و میگفت: سپاس خدای را که نمردم تا که تو را در این مکان ببینم، دستت را بگشای! ابوبکر دستش را گشود و با او بیعت کرد و سپس گفت: امروز همانند روز آدم!

آنگاه پائین آمد و از مسجد بیرون شد.

علی گفت: ای سلمان می دانی او که بود؟ گفتم: نه، اما از گفته اش بدم آمد، گوئی درگذشت رسول خدا را به فال بد گرفت.

علی (ع) گفت: آن کس شیطان بود، لعنت خدای بر او باد. رسول خدا مرا خبر داد که: نخستین کسی که بر روی منبرم با ابوبکر بیعت کند، شیطان خواهد بود که به گونه ی پیرمرد پارسای پیشانی بسته ظاهر شود.

بحار ۲۸/۲۶۱،۲۳ و ۵۴

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>