شهریور ۰۱۱۳۹۱
 

خواجه نصیرالدین طوسى -افتخار جهان اسلام – وقتى در شهر بغداد، آثار مرگ را احساس کرد،با بعضى از بزرگان ، و اطرافیان خویش ، در باب تجهیز و غسل و محل دفن خود مشورت مى کرد. یکى از آنان پیشنهاد کرد:به نظر من ، اگر استاد را به نجف اشرف حمل کرده و در جوارِ مرقد مطهّر، آقا امیرالمؤ منین على علیه السّلام دفن کنیم بهتر خواهد بود.
خواجه وقتى سخن او را شنید، با کمال اخلاص ، و در نهایت تواضع ، گفت :من خجالت مى کشم که در جوارِ امام موسى کاظم علیه السّلام بمیرم و از آستان آن بزرگوار به جاى دیگرى -هر چند شریفتر- برده شوم.

براى همین ، پس از فوت ، بنا بر وصیت اش وى را در آستانه حضرت موسى کاظم علیه السّلام دفن کرده و در روى مزارش این آیه را نقش کردند که :

(وَ کَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصیدِ)(کهف / ۱۸): سگ آنان دستهاى خود را در آستانه در گشوده بود.
و بعداً این آیه را هم اضافه کردند:

(اَلا اِنَّ اَوْلیاءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ)(یونس / ۶۲) بدانید: دوستان و اولیاى خدا نه ترسى دارند و نه غمگین مى شوند.

جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نکته ها
عبدالکریم پاک نیا

 

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>