تیر ۲۳۱۳۹۱
 

عبدالملک پسر مروان بن حکم (پنجمین خلیفه اموى ) از فقهاى شهر مدینه بود، و چون اغلب اوقات در مسجد پیغمبر(ص ) مشغول تلاوت قرآن مجید بود: او را کبوتر حرم میگفتند.

او در جریان قتل عام و غارت و تجاوز که بدستور یزید بن معاویه ، نسبت به اهل مدینه (در سال ۶۲ بجهت نقض بیعت یزید) صورت گرفت ، میگفت :  ایکاش که آسمان بزمین فرو میریخت ، و بسیار از این پیش ‍ آمد متاءثر بود.

ولى چون خبر فوت پدرش را با مژده خلافت برای او آوردند (در سال ۶۵) قرآنی را که تلاوت میکرد، کنار گذاشته و گفت : هذا فراق بینى و بینک – اینجا محل جدائى در میان من و تو میباشد.

عبدالملک مشغول تنظیم امور دنیوى گشته ، و بطورى از جهان حقیقت و مراحل روحانیت و عدل دور شد که : کارهاى او ستمگریها و تجاوزات یزید بن معاویه را از خاطره ها محو کرد.

 

اری

مقام انسان هنگام سنجش و امتحان روشن گردد.

ان الانسان لیطفى ان رآه استغنى:انسان معمولى چون خود را بصورت بى نیاز و مقتدر دید بندگى و ضعف و نیاز و بیچارگى و ذلت خود را از یاد برده و شروع بطغیان و ستمگرى و تجاوز مینماید.

یکى از وسائل تشخیص و امتیاز افراد رسیدن به ثروت و تحصیل و مقام و قدرت است ، و اغلب مردم در اینمرحله خود را گم کرده ، و حقیقت و روحانیت را بکلى از دست میدهند.

 

مجموعه قصه هاى شیرین
آیت الله حاج شیخ حسن مصطفوى

 

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>