آذر ۲۷۱۳۹۰
 

در مسیر کربلا فرزدق شاعر خدمت امام رسیده ،سلام نمود و عرض کرد :ای پسر پیامبر!چگونه بر کوفیان اعتماد می کنی، در حالی که اینان همان مردمی هستند که پسر عمویت مسلم بن عقیل را با یارانش کشتند؟

امام فرمودند :خداوند مسلم را رحمت کرده و بیامرزد.او به زندگی جاوید و بهشت رضوان خداوندی رسید و تکلیفی را که بر دوش داشت انجام داد،حال نیز نوبت ماست که به تکلیفی که بر عهده داریم عمل نماییم.

سپس امام اشعاری بدین مضمون انشا نمود:

” اگر دنیا در نظر دیدگان اشخاص پست چیز گرانبها و نفیسی است ،پس همانا که پاداش و ثواب الهی از آن برتر و گرانبهاتر است.

و اگر بدنهای ما برای مرگ خلق کرده اند،پس کشته شدن در راه خدا با شمشیر افضل و بالاتر است.

و اگر سهم و روزی انسان در این دنیای دون و پست مقدر شده است،پس زیبا و نیکو آن است که از شدت حرص در طلب روزی کاسته شود.

و اگر سرانجام جمع اوری مال دنیا ترک آن است،پس چرا انسان به چیزی که آن را ترک خواهد گفت،بخل بورزد.”

لهوف-سید ابن طاووس

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>