اردیبهشت ۳۰۱۳۹۰
 

علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی درکتاب لب الالباب در سیر و سلوک اولی الالباب نقل می کند: حاج امام قلی نخجوانی میگفت : پس از آنکه به سن پیری رسیدم، دیدم با شیطان در بالای کوهی ایستاده ایم، من دست خود را بر محاسن گذارده و به او گفتم: مرا سن پیری و کهولت فرا گرفته، اگر ممکن است از من در گذر. شیطان گفت: این طرف را نگاه کن، وقتی نظر کردم درّه ای بسیار عمیق دیدم که از شدت خوف و ترس عقل انسان مبهوت می ماند.

شیطان گفت: در دل من رحم و مروّت و مهر و عطوفت قرار نگرفته، اگر چنگال من بر تو گیر کند و دستم به تو رسد، جای تو در ته این درّه خواهد بود که تماشا می کنی و چنان تو را در آن سر نگون کنم که بند از بندت جدا شده و پیکرت قطعه قطعه شود.

علی (ع) میفرماید:

مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ لَمْ یَضُرّهُ شَیْطَانٌ

هر کس به ریسمان خدا چنگ بزند، شیطان هرگز نمی تواند به او آسیبی برساند.

در دعای حزین با زبان حال می خوانیم :

وَ اغَوْثَاهُ بِکَ یاالله ُمٍنْ عَدُوٍّ قَدِ اسْتَکْلَبَ عَلَیَّ

بار پروردگارا: به تو پناه می برم از این دشمن قسم خورده شیطان لعین، ای صاحب خانه، این سگ درنده خوی پارس کنان به من حمله می کند، تو به فریادم برس.

Share
  •  اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۰
  •  Posted by on اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۰
  •   Add comments

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>