اردیبهشت ۱۶۱۳۹۰
 

دو چشم خیس من امشب به ابرها مانده ست

که از نظاره ماه این زمان جدا مانده ست

نگاه خیره من خسته از پلیدی ها

در انتظار تماشای ماه وا مانده ست

تو ای سخاوت آبی! اگر که می دانی

بگو ترا بخدا ماه من کجا مانده ست

زمین اسیر سیاهی و ظلم و گمراهی است

چنان که وضع جهان در کسوف جا مانده ست…

کجاست وارث بر حق ذوالفقار علی؟!

که داغ فاطمه بر سینه های ما مانده ست

کجاست طالب خون های انبیا که هنوز؟!

به قلب منتظران داغ کربلا مانده ست

کجاست قائم هستی که از صلابت اوست ؟!

اگر زمین و زمان قرص و روی پا مانده ست

جمال روی شما از حجاب بیرون است

قلوب قاصر ما غایب از شما مانده است

بیا که چشمه چشمت دوباره زنده کند

قلوب تیره ما را که بی صفا مانده ست

به کام خسته دلان انتظار شیرین است

هنوز قسمت زیبای ماجرا مانده ست

سوار کشتی عشقیم و غرق بحر امید

که در میانه امواج ناخدا مانده ست

سخن زعشق شما رفت زین میان تنها

سکوت قافیه ها بهت واژه ها مانده ست

احسان

Share
  •  اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۰
  •  Posted by on اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۰
  •   Add comments

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>