اردیبهشت ۲۳۱۳۹۰
 

دنیا به دور شهر تو دیوارْ بسته است

هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است

کى عید مى ‏رسد که تکانى دهم به خویش؟

هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است

شب‏ها به دور شمع کسى چرخ مى‏ خورد

پروانه‏اى که دل به دلِ یار بسته است

از تو همیشه حرف زدن کار مشکلى است

در مى ‏زنیم و خانه گفتار بسته است

باید به دست شعر نمى‏دادم عشق را

حتى زبان ساده اشعار بسته است

وقتى غروب جمعه رسد، بى‏ تو، آفتاب

انگار بر گلوى خودش دار بسته است

مى‏ ترسم آخرش تو نیایى و پُر کنند

در شهر شاعرى ز جهان، بار بسته است

زارع

Share
  •  اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۰
  •  Posted by on اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۰
  •   Add comments

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>