فروردین ۲۴۱۳۹۰
 

     ناپلئون بناپارت در لشکرکشی به مصر همراه خود قشون خاورشناس و مستشرق آورد تا مردم مصر را برای پذیرش تمدن تربیت کنند. او روزی به یکی از کتابخانه های مهم مصر رفت در سالن کتابخانه با اشاره به یکی از کتابها از مترجم خواست قسمتی از کتاب را بخواند و ترجمه کند.

     اتفاقاً کتاب قرآن بود و آیاتی چند از آن را خواند و ترجمه کرد که توجه ناپلئون را به خود جلب کرد. و چند صفحه ورق زد و مجدداً خواست ترجمه شود. بعد پرسید این چه کتابی است گفتند: قرآن کتاب مقدس و دینی مسلمانان است که معتقدند دستورالعمل زندگی آنها در آن نوشته است.

    بعد ناپلئون پیام تاریخی خود را که سرلوحه سیاست سلطه جویانه غرب در طول ۲ قرن اخیر نسبت به جهان اسلام است را گفت:

وای به حال ما اگر مسلمانان این کتاب را بخوانند و بدان عمل کنند! وای به حال مسلمانان اگر ما میان آنها و این کتاب جدایی بیندازیم.

Share
  •  فروردین ۲۴, ۱۳۹۰
  •  Posted by on فروردین ۲۴, ۱۳۹۰
  •   Add comments

  One Response to “ناپلئون”

  1.  

    سلام حال شما؟

    جالب بود

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>