مهر ۱۲۱۳۸۹
 

۱-زیست شناسی

حضرت صادق علیه السلام از ام جابر پرسید که : در چه کارى ؟

عرض کرد: مى خواهم که تحقیق کنم که از چرنده و پرنده کدام بیضه مى نهند و کدام بچه مى آورند.

فرمود که : احتیاج به این مقدار فکر نیست . بنویس که گوش هر حیوانى که مرتفع است بچه مى آورد و هر کدام منخفض است بیضه مى نهد. ذلک تقدیر العزیز العلیم .

باز با آن که پرنده است و گوش او منخفض و به سر او چسبیده بیضه مى نهد، و سلحفات (لاک پشت ) که چرنده است چون بدین منوال است بیضه مى نهد و گوش خفاش چون مرتفع است و …………

به سر او چسبیده نیست بچه مى آورد .  ذلک فضل الله یاءتیه من یشاء

۲-در دین به راءى قیاس مکن !

در کتاب قضاى وسائل الشیعه نقل است که ابن شبرمه گفت : روزى همراه ابو حنفیه بر جعفر بن محمد علیه السلام وارد شدم ، ایشان خطاب به ابو حنفیه فرمود: از خدا بترس و در دین ، به راى خود قیاس مکن ! چه اولین کسى که قیاس کرد، ابلیس بود…، و واى بر تو، آیا گناه قتل نفس بزرگ تر است یا زنا؟

ابر حنفیه پاسخ داد: قتل نفس .

امام علیه السلام فرمود: خداوند عز و جل در قتل نفس ، دو شاهد را قبول کرده است ، ولى درباره زنا، جز چهار شاهد را نپذیرفته است .

سپس امام فرمود: نماز عظیم تر است یا روزه ؟!

ابر حنفیه پاسخ داد: نماز.

امام فرمود: پس چرا زن حائض ، باید قضاى روزه اش (در حال حیض ) را به جاى آورد، ولى قضاى نمازش لازم نیست ؟! تو چگونه قیاس او را روا مى دارد؟! پس ، از خداى بترس و قیاس مکن !

سپس ابن شبرمه گوید: امام (از من )، پرسید: پلیدى بول بیشتر است یا منى ؟

گفتم : بول .

فرمود: پس چرا خداى تعالى درباره بول ، وضو را کافى دانسته ، لیکن درباره منى غسل را واجب ؟

فرمود: آیا زن ضعیف تر است یا مرد؟

گفتم : زن .

فرمود: پس چرا خداى تعالى سهم مرد را در ارث دو برابر زن قرار داده است ؟ آیا مى توان در این مورد قیاس کرد؟ گفتم : نه !

فرمود: چرا خداوند درباره سارق ده درهم ، حکم به قطع دست فرموده ولى اگر دست مردى قطع شود، کسى که دست او را قطع کرده است باید پنج هزار درهم ، به عنوان دیه بدو بدهد؟ آیا در این مورد مى توان قیاس ‍ کرد؟

۳-مورچگان عرصه محشر

داود بن فرقد از برادرش نقل مى کند که : از امام صادق : شنیدم که فرمود: متکبران در قیامت به صورت مورچگان در مى آیند و مردم آنان را زیر پاى خود مى گذارند، تا این که خداوند از حساب مردم فارغ شود

۴-این جواب را از حجاز اورده ای

(ابوشا کر دیصانى از دانشمندان معروف عصر امام صادق (ع ) بود؛ و در صف منکران توحید قرار داشت ؛ ومعتقد به خدای نور و خداى ظلمت بود و همواره مى کوشید تا با بحثهاى کلامى ؛ عقیده خود را ثابت کند؛ و اسلام را نقض نماید؛ او بنیانگذار مکتبى به نام دیصانیه شده بود و شاگردانى داشت ؛ و حتى مدتى هشام بن حکم  از شاگردان او بود؛ در اینجا به یک نمونه از ایراد تراشى هاى او توجه کنید: )

ابو شاکر به نظر خود ایرادى براى قرآن یافته بود؛ روزى به هشام بن حکم (شاگرد برجسته امام صادق ) گفت : در قرآن آیه اى وجود دارد که عقیده ما (دوگانه پرستى ) را تصدیق مى کند.

کدام آیه را مى گوئى ؟ آنجا که (در آیه ۸۴سوره زخرف ) مى خوانیم :

و هو الذى فى السما اله و فى الارض اله : او کسى است که در آسمان معبود است و در زمین نیز معبود مى باشد؛ بنابراین آسمان معبودى دارد؛ و زمین معبود دیگر.

هشام مى گوید: من ندانستم چگونه به او پاسخ بگویم ؛ در آن سال به زیارت خانه خدا مشرف شدم ؛ و نزد امام صادق (ع ) رفتم و ماجرا را عرض کردم .

امام صادق (ع ) فرمود: این سخن بى دین خبیثى است ؛ هنگامى که بازگشتى ؛ از او بپرس : نام تو در کوفه چیست ؟ مى گوید: فلان .

بگو: نام تو در بصره چیست ؟

مى گوید: فلان ؛ سپس بگو: پروردگار ما نیز همین گونه است ؛ نام او در آسمان اله  است و در زمین نام او اله  است ؛ و همچنین در دریاها؛ و صحراها و در هر مکانى ؛ اله و معبود؛ او است .

هشام مى گوید: هنگامى که بازگشتم ؛ به سراغ ابوشاکر رفتم ؛ و این پاسخ را به او دادم .

گفت : این سخن از تو نیست ؛ این را از حجاز آورده اى  (هذه نقلت من الحجاز)

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>