مهر ۲۸۱۳۸۹
 

       چوپانی در بیابان مشغول چرانیدن گوسفندان بود، دانشمندی در سفر به او رسید و اندکی با او گفتگو کرد فهمید که او بی سواد است، به او گفت:« چرا دنبال تحصیل سواد نمی روی؟» چوپان گفت:« من آنچه را که خلاصه و چکیده ی همه علوم است، آموخته ام دیگر نیازی به آموزش مجدّد ندارم.» دانشمند گفت: آنچه آموخته ای برای من بیان کن. چوپان گفت: خلاصه و چکیده ی همه ی علم ها پنج چیز است:

۱-     تا راستی تمام نگردد، دروغ نگویم. 

۲-    تا غذای حلال تمام نشده، غذای حرام نخورم.

۳-    تا در خودم عیب هست، عیبجوئی از دیگران نکنم.

۴-    تا روزیِ خدا تمام نشده به در خانه هیچ کسی برای روزی نروم.

۵-    تا پای در بهشت ننهاده ام از مکر و فریب شیطان غافل نگردم.

دانشمند، او را تصدیق کرد و گفت: همه ی علوم در وجود تو جمع شده است، و هر کس این پنج خصلت را بداند و عمل کند از کتب علم و حکمت، بی نیاز شده است.

داستان دوستان

Share

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>