شهریور ۲۱۱۳۸۹
 

قران

همانگونه که قبلا اشاره شد در سرتاسر قرآن استعاره و کنایه و تشبیه و تمثیل به چشم می‏خورد . استعاره‏های قرآن از ظرافت و لطافت ویژه‏ای برخوردار است و این مهم یکی از موجبات اعجاز قرآن تلقی شده که در ذیل  نمونه هایی دیگر ازاین ایات بیان می شود:

۱-    نسبت‏شکستن بت‏ها به بت‏بزرگ

بل فعله کبیرهم هذا فاسئلوهم ان کانوا ینطقون (الانبیاء۶۳); بلکه آن را بزرگترشان کرده‏است . اگر سخن می‏گویند، از آنها بپرسید!

این آیه به داستان حضرت ابراهیم با قوم لجوح و عنود خود مربوط است . آن قوم هنگام عید آن حضرت را به مراسم دعوت کردند; اما او اجابت نکرد و برای مراسم نرفت . وقتی برگشتند، دیدند، تمام بتها شکسته شده و تبری بر روی بت‏بزرگی نهاده شده‏است . نزد حضرت ابراهیم آمدند و او را به شکستن آنها متهم نمودند . حضرت فرمود: من این کار را نکردم; بلکه بزرگ آنها چنین کرده‏است . شما از این بت‏ها سؤال کنید، اگر سخن می‏گویند .

می توان مطابق برخی از تفاسیر این مورد را «طنز» به شمار آورد . عبارت «بل فعله کبیرهم هذا» طبق تفسیری که در آن، «هذا» فاعل فعل شمرده می‏شود، طنز است; زیرا کاملا خنده‏آور است که مثلا بت‏های کوچک تخلف کرده‏باشند و بت‏بزرگ آنها را تنبیه کرده‏باشد.

۲-   تشبیه درآمدن کفار به بهشت‏به ورود شتر به سوراخ سوزن

و لایدخلون الجنه حتی یلج الجمل فی سم الخیاط (الاعراف۴۰) ; [کسانی که آیات الهی را تکذیب کرده‏اند]، به بهشت در نمی‏آیند، مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن در آید .

این معنا یک کنایه است و در واقع در این آیه حقیقتی تلخ در قالبی شیرین ارائه شده‏است و طنز معجونی است از نیش و نوش . نیش طنز همان حقیقت تلخ است که در آیه عبارت از «عدم ورود کفار و مشرکان به بهشت‏» است و نوش آن همان قالب شیرین است که در این آیه عبارت از «حتی یلج الجمل فی سم الخیاط‏» است.

۳-    تعبیر ریشخندآمیز درباره سران کفار

ذق انک انت العزیز الکریم (الدخان۴۹) ; بچش که تو همان ارجمند بزرگواری!

این آیه درباره برخی از سران کفر و شرک مکه است که در رستاخیز گرفتار جهنم می‏شوند . خداوند می‏فرماید: عذاب دوزخ را بچش که تو همان عزیز و گرامی هستی . در این آیه در اوج فصاحت و بلاغت مضمونی ارجمند به صورت طنز بیان شده‏است; زیرا شخص مورد اشاره در آیه خیلی مغرور و خودخواه بوده و در میان مشرکان شخصیت‏بزرگی داشته‏است . قرآن می‏فرماید: وقتی که در آتش جهنم با ذلت افکنده می‏شود، به او می‏گویند: آقای عزیز! نتیجه کارهایت را بچش!

۴-     تشبیه منافقان به تاریک‏زیان یا گرفتاران صاعقه

قرآن همیشه حقایق والا و بسیار ارزنده‏ای را در قالب مثالهای حسی آورده‏است . آیه‏های ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ سوره بقره منافقان را اینگونه تشبیه  کرده‏است:

مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فی ظلمات لایبصرون صم بکم عمی فهم لایرجعون او کصیب من السماء فیه ظلمات و رعد و برق یجعلون اصابعهم فی آذانهم من الصواعق حذر الموت و الله محیط بالکافرین (البقره ۱۷و۱۸و۱۹).

منافقان مانند کسانی هستند که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک راه خود را پیدا کنند)، ولی هنگامی که آتش اطراف آنان را روشن می‏سازد، خداوند (طوفانی می‏فرستد و) آن را خاموش می‏کند و در ظلمت و تاریکی وحشتناکی که چشم انسان را از کار می‏اندازد، آنها را رها می‏سازد . آنها کر، گنگ و کورند; بنابراین از راه خطا بازنمی‏گردند، یا همچون بارانی که در شب تاریک توام با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذرانی) ببارد و آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود می‏گذارند تا صدای صاعقه را نشنوند و خداوند به کافران احاطه دارد (و همه در قبضه قدرت او هستند).

در این بیان طنزگونه قرآن حقیقتی تلخ یعنی نفاق و دورویی را که بسیاری از افراد جامعه گرفتار آن هستند، به صورت جذاب و شیرین و دلنشین تشبیه کرده‏است . پایان و عاقبت کار منافقان را چون افرادی کر، گنگ و نابینا معرفی می‏کند که به راحتی قادر نیستند از راه نادرست‏خویش بازگردند .

طنزهای قرآنی همه در بیان حقیقت و به منظور پند دهی انسان است . در هیچ کدام از آنها خلاف واقع، دروغ و کذب وجود ندارد; زیرا آنها به واقع مجازهایی توام با قراین و شواهد حالی و مقالی هستند

در آیه بعد  وضعیت منافقان اینگونه توصیف شده است:

او کصیب من السماء فیه ظلمت و رعد و برق یجعلون اصبعهم فی ءاذنهم من الصواعق حذر الموت و الله محیط بالکافرین یکاد البرق یخطف ابصرهم کلما اضاء لهم مشوا فیه و اذا اظلم علیهم قاموا و لو شاء الله لذهب بسمعهم و ابصرهم ان الله علی کل شی‏ء قدیر (البقره۱۹و۲۰). یا چون [کسانی که در معرض] رگباری از آسمان – که در آن تاریکیها و رعد و برقی است – [قرار گرفته‏اند] ; از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، سر انگشتان خود را در گوشهایشان نهند، ولی خدا بر کافران احاطه دارد . نزدیک است که برق، چشمانشان را برباید; هرگاه که بر آنان روشنی بخشد، در آن گام زنند و چون راهشان را تاریک کند، [برجای خود] بایستند و اگر خدا می‏خواست‏شنوایی و بینایی شان را برمی‏گرفت، که خدا بر همه چیز تواناست .

در این مثال طنزآمیز، قرآن، صحنه زندگی منافقان و چهره‏های نفاق را چنین پریشان معرفی می‏کند.

تبیان

Share
  •  شهریور ۲۱, ۱۳۸۹
  •  Posted by on شهریور ۲۱, ۱۳۸۹
  •   Add comments

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>