شهریور ۱۱۱۳۸۹
 

علی(ع)

چون حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام وصیّتهاى خود را به امام حسن عـلیـه السـّلام نـمـود پـس فـرمـود: اى حـسـن ! چـون مـن از دنـیـا بـروم مـرا غـُسـل ده کـفـن مـیـکـن و حـنـوط کـن بـه بـقـیـّه حـنـوط جـدّت رسـول خـدا صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلّم کـه از کـافـور بـهـشـت اسـت و جـبـرئیـل آن را آورده بـود بـراى آن حضرت و چون مرا بر روى سریر گذارید پیش روى سـریـر را حـمـل نـکـنید بلکه دنبال او را بگیرید و به هر سو که سریرم مى رود متابعت کنید و به هر موضع که بایستد بدانید قبر من آنجا است ، پس جنازه مرا بر زمین گذارید و تـو اى حـسـن ، بـر مـن نـمـاز کـن و هـفـت تـکـبـیـر بـگوى و بدان که هفت تکبیر جز بر من حـلال نـبـاشـد الاّ بـر فـرزنـد بـرادرت حـسـیـن کـه او قـائم آل مـحـمد و مهدى این امّت است و ناراحتى هاى خلق را او درست خواهد کرد؛ و چون از نماز بر من فارغ شدى جنازه را از موضع خود بردار و خاک آنجا را حفر کن قبر کنده و لحدى ساخته و تخته چوبى منقّر خواهى یافت که پدرم حضرت نوح براى من ساخته ، پس مرا بر روى آن تخته…

بگذار و هفت خشت ساخته بزرگ آنجا خواهى یافت آنها را بر روى من بچین ، پس ‍ انـدکـى صـبـر کـن آنـگاه یک خشت را بردار و به قبر نظر کن ، خواهى یافت که من در قبر نـیـسـتـم ؛ زیرا که به جدّ تو رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم ملحق خواهم شد؛ چه اگر پیغمبرى را در مشرق به خاک سپرند و وصّى او را در مغرب مدفون سازند البته حق تعالى روح و جسد پیغمبر را با روح و جسد وصّى او جمع نماید و پس از زمانى از هم جدا شـونـد و بـه قـبـرهـاى خـویش برمى گردند، پس آنگاه قبر مرا با خاک انباشته کن و آن مـوضـع را از مـردم پـنـهـان کـن و چـون روز روشـن شـود نـعـشـى بـر نـاقـه حـمـل کـن و بـده بـه کـسى که به جانب مدینه کشد تا مردمان ندانند که من در کجا مدفونم .

و از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام مروى است که امیرالمؤ منین علیه السّلام امام حسن را فرمود: از براى من چهار قبر در چهار موضع حفر کن : یکى در مسجد کوفه ، دوم در میان رَحـْبـَه ، سـوم در نـجـف ، چـهـارم در خـانـه جـُعـْدَه بـن هـُبـَیـره تـا کـس در قـبـر مـن راه نبرد.

مـؤ لّف گوید: که این اخفاى قبر براى آن بود که خوارج و بنى امیه که در نـهـایـت دشـمـنـى و عداوت آن حضرت بودند بر قبر مطلع شوند و اراده کنند جسد مطهر آن حضرت را از قبر بیرون آورند و پیوسته آن قبر مخفى بود تا زمان حضرت صادق علیه السـّلام که بعضى از اصحاب و شیعیان به توسط زیارت کردن آن حضرت جدّ خود را محل قـبر را دانستند و در زمان رشید بر همه ظاهر ولائح شد موضع آن مضجع منوّر به تفصیلى که مقام را گنجایش ذکر نیست .

پس حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام با فرزندان خود فرمود: زود باشد که فتنه ها از هر جانب رو به شما آورد و منافقان این امّت کینه هاى دیرینه خود را از شما طلب نمایند و انـتـقـام از شما بکشند، پس بر شما باد به صبر که عاقبت صبر، نیکو است ؛ پس رو به جـانب حَسَنَیْن علیهماالسّلام نمود فرمود که بعد از من بر خصوص شما فتنه هاى بسیار واقع خواهد شد از جهت هاى مختلفه ، پس صبر کنید تا خدا حکم کند میان شما و دشمنان شما و او بـهـتـریـن حـکم کنندگان است پس به امام حسین علیه السّلام رو کرد و فرمود: اى ابا عبداللّه ! ترا این امّت شهید مى کنند پس بر تو باد به تقوى و صبر در بلاد پس لختى بى هوش شد چون به هوش آمد فرمود: اینک رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم و عمّ مـن حـمـزه و بـرادرم جعفر نزدیک من آمدند و گفتند زود بشتاب که ما مشتاق و منتظر توایم ! پس دیده هاى مبارک خود را گردانید و به اهل بیت خود نظر کرد و فرمود که همه را به خدا مى سپارم خدا همه را به راه حقّ و راست دارد و از شرّ دشمنان حفظ نماید، خدا خلیفه من است بـر شـمـا و خـدا بـس اسـت بـراى خـلافـت و نـصرت ، آنگاه فرمود: بر شما باد سلام اى فرشتگان خدا!

ثـُمَّ قـال : (لِمـِثـْلِ هذا فـَلْیـَعـْمـَلِ الْعامـِلُونَ)(۱۲۰) (اِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَالَّذینَهُمْ مُحْسِنُونَ)؛(۱۲۱)

از بـراى مـثـل ایـن مـقـام و مـنـزلت باید عمل کنند عمل کنندگان ، به درستى که خداوند با پـرهـیزکاران و نیکوکاران است . پس جبین مبارکش در عرق نشست و چشم هاى مبارک را بر هم گذاشت و دست و پاى را به جانب قبله کشید و گفت :

اَشْهَدُ اَنْ لا اِل هَ اِلا اللّهُ وَحَدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.

ایـن بـگـفـت و بـه قـدم شـهادت به سوى جنّت خرامید صلوات اللّه علیه و لعنه اللّه على قـاتـِلِه .و ایـن واقـعـه هـایـله در شـب جـمـعـه بـیـسـت و یـکـم شهر رمضان سال چهلم از هجرت بود.

پـس در آن حـال صـداى شـیـون و گـریـه از خـانـه آن حـضـرت بـلنـد شـد پـس اهـل کـوفـه دانـسـتند که مصیبت آن حضرت واقع شده از تمامى شهر کوفه صداى شیون و گـریـه بـلنـد شـد مانند روزى که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم از دنیا رحلت فـرمـوده بـود و نـیـز در آن شـب آفاق آسمان متغیّر گشت و زمین بلرزید و صداى تسبیح و تـقـدیـش فـرشـتـگـان از هـوا شـنـیده مى شد و قبائل جنّ نوحه مى کردند و مى گریستند و مرثیه مى خواندند، پس مشغول غسل آن حضرت شدند.

مـحـمـد بـن الحـنـفـیـّه روایـت کـرده کـه چـون بـرادرانـم مـشـغـول غـسـل شـدنـد امـام حـسـیـن عـلیـه السـّلام آب مـى ریـخـت و امـام حـسـن عـلیـه السـّلام غـسـل مـى داد و احـتیاج نداشتند به کسى که جسد آن حضرت را بگرداند و بدن مبارک هنگام غسل خود از این سوى بدان سوى مى شد و بوئى خوشتر از مُشک و عَنْبَر از جسد مطهرش شنیده مى شد. چون از کار غسل فارغ شدند، امام حَسَن علیه السّلام صدا زد که اى خواهر! بیاور حنوط جدّم رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم را، پس زینب علیهاالسّلام مبادرت کرد و سهم حنوط امیرالمؤ منین علیه السّلام را که بعد از پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سـلّم و فـاطـمـه عـلیـهـمـاالسـّلام بـه جـاى مـانـده بـود و از هـمـان کـافـورى بـود کـه جبرئیل از بهشت آورده بود حاضر ساخت چون آن حنوط را سر بگشودند شهر کوفه را به جمله اى از بوى خوش معطّر ساخت ، پس آن حضرت را در پنج جامه کفن کردند و در تابوت نـهـادنـد و بـه حـکـم وصـیـت امـیـرالمـؤ مـنـیـن عـلیـه السـّلام دنـبـال سـریـر را حـَسـَنـَیـْن عـلیـهـمـاالسـّلام بـرداشـتـنـد و مـقـدم آن را جـبـرئیـل و میکائیل حمل دادند و به جانب نجف که ظَهْر کوفه است شتافتند و بعضى از مردم خـواسـتـنـد که به مشایعت بیرون شوند امام حسن علیه السّلام ایشان را به مراجعت فرمان کـرد. و حـضـرت امـام حـسـین علیه السّلام مى گریست و مى گفت : لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىّ الْعَظیمِ، اى پدر بزرگوار پشت ما را شکستى گریه را از جهت تو آموخته ام .

و محمد بن حنفیّه گفته : به خدا سوگند که من مى دیدم که جنازه آن حضرت بر هر دیوار و عمارت و درختى که مى گذشت آنها خم مى شدند و خشوع مى کردند نزد جنازه آن حضرت و مـوافـق روایـت (امالى ) شیخ طوسى چون جنازه آن حضرت گذشت به قائم غرّى و آن در قدیم بنائى بود گویا شبیه به میل که آن را عَلَم نیز مى نامیدند پس به جهت تعظیم و احـتـرام آن نـعـش مـطـهـّر کـج و مـنـحـنـى شـد چـنـانـچـه سـریـر اَبـْرَهـَه در وقـت داخـل شـدن عـبـدالمـطـّلب بـر ابـرهـه بـه جـهـت تـعـظـیـم آن جـنـاب ، مـنـحـنـى و کج شد و الحـال بـه جـاى آن قـائم ، مـسـجـدى کـه آن را مـسـجد حنّانه مى نامند و در شرقى نجف به فاصله سه هزار ذرع تقریبا واقع است .

بـالجـمـله ؛ چـون جـنـازه بـه موضع قبر آن حضرت رسید فرود آمد، پس جنازه را بر زمین نـهادند و امام حسن علیه السّلام به جماعت بر آن حضرت نماز کرد و هفت تکبیر گفت و بعد از نـمـاز جنازه را برداشتند و آن موضع را حَفْر کردند ناگاه قبر ساخته و لحد پرداخته ظـاهـر شـد و تـخـته اى در زیر قبر فرش کرده بود که بر آن لوح به خطّ سریانى دو سطر نقش بود که این کلمات ترجمه آن است :

بـِسمِ اللّهِ الرّحمن الرّحیمِ هذا ما حَفَرَهُ نوحٌ النَّبِىُّ لِعَلِىٍ وَصِىِّ مُحَمَّدٍ صلى اللّه علیه و آله و سلّم قَبْلَ الطُّوفانِ بِسَبعِمِاءَه عامٍ.

و بـه روایـتـى نـوشـته بود که این آن چیزى است که ذخیره کرده است نوح پیغمبر براى بـنـده شـایـسـتـه طـاهـر و مـطـهـّر. و چـون خـواسـتـنـد آن حـضـرت را داخل قبر نمایند صداى هاتفى شنیدند که مى گفت فرو برید او را به سوى تربت طاهر و مطهّر که حبیب به سوى حبیب خود مشتاق گردیده است .

و نـیـز صـداى مـنـادى شـنیده شد که گفت : حقّ تعالى شما را صبر نیکو کرامت فرماید در مصیبت سیّد شما و حجّت خدا بر خلق خویش .

و از امـام مـحمد باقر علیه السّلام منقول است که حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام را پیش از طـلوع صـبـح در نـاحیه غَرِیَّیْن دفن کردند و در قبر آن حضرت امام حسن علیه السّلام و امـام حـسـیـن عـلیـه السـّلام و مـحـمـد حـنـفـیـه وعـبـداللّه بـن جـعـفـر داخل شدند.

بالجمله ؛ پس از آنکه قبر را پوشیده داشتند یک خشت از بالاى سر آن حضرت برداشتند و در قـبـر نـظـر کـردنـد کـسـى را در قبر ندیدند ناگاه صداى هاتفى را شنیدند که گفت : امـیـرالمؤ منین بنده شایسته خدا بود، حق تعالى او را به پیغمبر خود ملحق گردانید و چنین کـنـد خـداوند با اوصیاء پس از انبیاء حتّى آنکه اگر پیغمبرى در مشرق بمیرد و وصى او در مغرب رحلت نماید خدا آن وصى را با پیغمبر ملحق خواهد ساخت !

صاحب کتاب (مشارق الانوار) از امام حسن علیه السّلام حدیث کرده که حضرت امیرالمؤ منین عـلیه السّلام با حَسَنَیْن علیه السّلام فرمود که چون مرا به قبر گذارید پیش از آنکه خـاک بـر قبر بریزید دو رکعت نماز به جا آورید و بعد از آن ، در قبر نظر نمائید. پس چون آن حضرت را داخل قبر نمودند و دو رکعت نماز گزاردند و در قبر نگریستند دیدند که پـرده اى از سندس بر روى قبر گسترده است امام حسن علیه السّلام از فراز سر آن پرده را بـه یـک سـوى کـرد و در قـبـر نـگـاه کـرد، دیـد کـه رسـول خـدا و آدم صفىّ و ابراهیم خلیل علیهماالسّلام با آن حضرت سخن مى گویند و امام حـسـیـن عـلیـه السـّلام از جـانب پاى آن حضرت پرده را برگرفت دید که حضرت فاطمه عـلیـهـاالسـّلام و حـوّا و مـریـم و آسیه بر آن حضرت نوحه مى کنند. و چون از کار دفن آن حـضـرت فارغ شدند، صعصعه بن صُوْحان عبدى نزد قبر مقدس آن حضرت ایستاد و مشتى از خاک برگرفت و بر سر خود ریخت و گفت : پدر و مادرم فداى تو باد یا امیرالمؤ منین ! گوارا باد ترا کرامتهاى خدا اى ابوالحسن علیه السّلام به تحقیق که مولد تو پاکیزه بود و صبر تو قوى بود و جهاد تو عظیم بود و به آنچه آرزو داشتى رسیدى و تجارت سـودمـند کردى و به نزد پروردگار خود رفتى و از این نوع کلمات بسیار گفت و بسیار گریست و دیگران را به گریه آورد، پس رو کردند به سوى حضرت امام حسن وامام حسین عـلیهماالسّلام و محمّد و جعفر و عبّاس و یحیى و عون و سایر فرزندان آن حضرت و ایشان را تـعـزیـت گـفـتـنـد و بـه کـوفـه مـراجـعـت کـردنـد. چون صبح طالع شد براى مصلحتى تـابـوتـى از خـانـه حـضـرت بـیرون آوردند به بیرون کوفه ، حضرت امام حسین علیه السّلام بر آن تابوت نماز کرد و آن تابوت را بر شترى بستند و به جانب مدینه روان داشتند.

شـیخ کلینى و ابن بابویه رحمه اللّه و دیگران به سندهاى معتبر روایت کرده اند که در روز شـهـادت حـضـرت امـیـرالمـؤ منین علیه السّلام صداى شیون از مردم بلند شد و دهشتى عظیم در مردم افتاد مانند روزى که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم از جهان برفت و در آن حال پیرمردى اشک ریزان و شتاب کنان بیامد مى گریست و مى گفت :

(اِنـّا للّهِ وَاِنـّا اِلَیـْهِ ر اجِعُونَ) امروز خلافت نبوّت انقطاع یافت پس بیامد و بر دَرِ خانه امـیـرالمـؤ مـنـین علیه السّلام بایستاد و بسیارى از مناقب حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام تـذکـره کـرد و مـردمـان سـاکـت بودند و مى گریستند چون سخن را به پاى آورد، از نظر ناپدید شد مردمان هرچه او را طلب کردند او را نیافتند!

مـؤ لّف گوید: که آن پیرمرد حضرت خضر علیه السّلام بود و کلمات او  به منزله زیـارت حـضـرت امـیرالمؤ منین علیه السّلام  آمده است.

منتهی الامال:شیخ عباس قمی

Share
  •  شهریور ۱۱, ۱۳۸۹
  •  Posted by on شهریور ۱۱, ۱۳۸۹
  •   Add comments

 Leave a Reply

(required)

(required)


*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>